X
تبلیغات
گروه مستند سازان جوان افغانستان
 
   
 
 
این وبلاگ متعلق به گروه مستند سازان جوان افغانستان میباشد
Thu 5 Apr 2012 ساعت 1:6 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
ده سال سینمای افغانستان
ما پر از قصه بودیم ولی قصه گو نداشتیم!!

 

تاریخ انتشار:   ۱۷:۱۶    ۱۳۹۰/۱۰/۲۸

کد خبر: 31710

منبع:

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

افغانستان در ده سال گذشته شاهد تغییرات زیادی در عرصه های سیاست و اجتماع بوده است. آنچه که کمتر به آن پرداخته شده، عرصه های هنر و فرهنگ کشور است که متاثر از فضای سیاسی پس از طالبان، کاملاً دچار تحول شده اند.
این مقاله می کوشد مروری داشته باشد بر فراز و فرودهای سینمای افغانستان در دهه ای که گذشت.
ده سال سینمای افغانستان (2001-2011)

هنر حرام
اگر در دهه ی هشتاد میلادی هنر در افغانستان ماهیت ایدیولوژیک یافت، در دهه ی نود، تقریباً از صحنه حذف گردید. پس از سقوط دولت کمونیستی در سال 1992، دولت اسلامی برای مدتی از سینما برای تبلیغات جهادی استفاده کرد ولی آتش جنگ های داخلی مجال نداد تا سینمایی بر اساس عقاید جهادی و اسلامی ایجاد کند. اما دومین حکومت اسلامگرا در دهه ی نود، در اولین روزهای به قدرت رسیدن رابطه اش را با سینما کاملاً روشن کرد: سینما و تصویر حرام است. گروه طالبان طی پنج سال حکومت اش، افغانستان را به جایی رساند که محسن مخملباف آن را “کشوری بدون تصویر” نامید. طالبان سالون های سینما را بسته کردند، تلویزیون و عکاسی را ممنوع کردند و در برخی موارد مثل ولایت هرات، سالون سینما را تخریب و به جای آن مسجد ساختند. سختگیری های طالبان باعث شد تا فعالیت های هنری و فرهنگی در افغانستان به کلی فلج شود.
در اواخر سال 2001 وقتی دولت طالبان سقوط کرد، مردم افغانستان در شهرهای بزرگ اولین چیزی که پس از تراشیدن ریش های شان انجام دادند، فعال کردن دوباره تلویزیون های شان بود که سال ها در زیرزمین خانه های شان مخفی کرده بودند. آن عده یی که تلویزیون نداشتند، به “ویدیو کلب” هایی هجوم آوردند که در گوشه و کنار شهر در زیر خیمه ها برپا شده بودند و فلم های اکشن هندی و امریکایی نشان می دادند. این ویدیو کلپ ها بیشتر از یک سال در شهرها دوام آوردند تا این که با سرازیر شدن تلویزیون های ارزان قیمت چینی و فراگیر شدن سی دی های تصویری، مردم اتاق نشیمن خانه های شان را به سالون سینما تبدیل کردند.
در این میان سینماگران افغانستان نیز بی کار ننشستند. با روی کار آمدن دولت جدید، تعدادی از فلمسازانی که بر اثر جنگ ها و خشونت مهاجر شده بودند به وطن بازگشتند و دست به ساختن چندین فلم کوچک و بزرگ زدند. اولین فلم جدی سینمای افغانستان پس از طالبان، فلم داستانی “اسامه” (2003) به کارگردانی صدیق برمک بود.

مخملبافیدن:
یکی از مهمترین شخصیت های سینمای افغانستان در ده سال اخیر یک ایرانی بوده است: محسن مخملباف.
مخملباف بیش از هر فلمساز افغانستانی، در شکل گیری سینمای پس از طالبان در افغانستان نقش داشته است. او از زمانی که در سال 2002 به کابل آمد و به صدیق برمک کمک کرد تا فلم “اسامه” را بسازد، تا کنون ارتباطش را با فلمسازان افغانستانی حفظ کرده است. او، خانم و دو دخترش تا حال چندین فلم در افغانستان ساخته اند و چندین فلمساز کشور را در ساختن فلم های شان یاری کرده اند. حال در افغانستان نسلی از فلمسازانی وجود دارد که تحت تاثیر مخملباف تربیه شده و فلم می سازد.
هرچند گفته می شود مخملباف پس از این که با سفر به غرب در دهه هشتاد میلادی عقاید و شخصیت اش به کلی تغییر کرده است؛ ولی واقعیت این است که مخملباف همان مخملباف سابق باقی ماند و هیچ گاه تغییر نکرد، شاید بزرگترین تغییری که در او رخ داد تراشیدن ریش اش بود.
در افغانستان، تاثیر مخملباف بیش از همه روی فلمسازان شناخته شده ی کشور قابل مشاهده است. این فلمسازان که بیشتر در موسسه افغان فلم موقعیت دارند (صدیق برمک، لطیف احمدی و همایون پاییز) پس از آشنایی با مخملباف نگاه شان به سینما و فلمسازی دچار تحول شد. یک گروه از جوانان تازه نفس نیز که در ساختن فلم های خانواده مخملباف با او همکاری داشته است، به نحو شدیدی متاثر از مخملباف است (رازی محبی، مهدی ظفری، محمد حیدری، بصیر سیرت)، این گروه دوم به عنوان دستیار و هنماهنگ کننده با تیم مخملباف همکاری کرده است و در این جریان مخملباف آنها را درس سینما داده است. این دو گروه از فلمسازان افغان بدنه اصلی سینمای غیرتجارتی افغانستان را شکل می دهند- هرچند گروه دوم جوان تر است و به منابع کمتری دسترسی دارد. بزرگترین مشخصه کارهای سینمایی این گروه، همان مشخصه ی اصلی سینمای مخملباف است: شعار دادن.
فلم اسامه نخستین فلم جدی جشنواره ای در افغانستان است که تحت تاثیر ایده های سینمایی و تجارتی مخملباف تولید شد. مخملباف که خود مسیر شهرت طلبی از راه سینما را پیموده بود، این مسیر را برای شاگردان افغانش نیز نشان داد. تا جایی که حالا بسیاری از فلمسازان افغان نه برای مخاطبین داخلی و نه هم برای آفرینش هنری فلم می سازند، بلکه به عنوان یک تاجر با حساب و کتاب فقط به مسایل مود روز علاقه دارند و درباره آنها فلم می سازند تا بتوانند در فستیوال های خارجی راه بیابند. هنر سینما به یک وسیله شعارهای سیاسی و روشنفکرانه تبدیل شده است. فلم جشنواره یی بلایی است که محسن مخملباف بر سینمای افغانستان نازل کرد.

سلیم شاهین:
در کنار رشد سینمای جشنواره یی در ده سال گذشته، سینمای عامه پسند را داریم که با پرچمداری سلیم شاهین گسترش قابل توجهی یافته است. سلیم شاهین نماد و نمونه ی سینمای عامه پسند افغانستان است: او خودشیفته است، عاشق فلم های هندی است، و تصورش از سینما رقصیدن با دختران بر لب جوی و زدن بوکس هایی است که مثل بمب صدا می دهد. سلیم شاهین قبل از طالبان هم فلم می ساخته است. او هنوز صدها فلم ساخته است که تقریباً همه ی شان شبیه هم هستند و هیچ پیشرفت قابل ملاحظه یی در آنها دیده نمی شود. باندهای مواد مخدر، خان های ظالم، جوانانی با لباس های بلبلی، دخترانی که نیم کیلو سرخ و سفیده به سر و روی شان مالیده اند، مواد اصلی ساخت چنین فلم هایی است. فلم عامه پسند با موسیقی گوش خراش، تصاویر بی کیفیت، قصه های سست و بازی های بد تبدیل به وسیع ترین ژانر سینمایی افغنستان شده است.

نسل ویدیو:
در سال های دهه هشتاد و نود میلادی دستیابی به وسایل فلمسازی دشوار بود. هر کس که در حلقه ی افغان فلم قرار داشت می توانست فلم بسازد ولی بقیه فرصت های زیادی در اختیار نداشتند تا به فلمسازی روی بیاورند. پس از سقوط طالبان، انقلاب عظیم دیجیتال و رشد سریع تکنالوژی ویدیو در دنیا، فلمسازان افغانستان را نیز با روش های ارزان فلمسازی آشنا کرد. کمره های ارزان قیمت و با کیفیت ویدیویی باعث به وجود آمدن نسل دیگری از فلمسازان در صحنه ی سینمای افغانستان شد: جوانان مستعد.
این جوانان که برخی از غرب برگشته اند (مثل صحرا کریمی) و برخی از مراکز آموزشی افغانستان ظهور کرده اند (گروه “جامپ کت” و اکثر فلمسازانی که از ورکشاپ های “آتلیه وران” برخاسته اند)، نه از مریدان محسن مخملباف به حساب می آیند و نه از مقلدین سلیم شاهین. اکثر این ها ساختن فلم را از یک معلم فلمسازی و به یاری خواندن کتاب های تیوریک سینما و تماشای فلم های خارجی آموخته اند. فلم های این جوانان بیشتر مستند و فلم کوتاه است که با امکانات محدود مالی تولید شده اند. در سال های اخیر هرچند تب جشنواره دامن این جوانان جویای نام را نیز گرفته است، ولی زیبایی شناسی سینمایی شان متاثر از مخملباف نیست.
نتیجه ی این آزادی و رشد تکنالوژیک رشد مطبوعات سینمایی نیز بوده است. پس از مجله “سینما” که برای مدتی در کابل چاپ شد، دومین نشریه سینمایی پس از طالبان مجله ی “هنرمند” بود که از جانب نگارنده و برخی از دوستانم در اوایل سال 2007 به نشرات آغاز کرد و به شکل پراکنده تا اواسط 2008 ادامه یافت، ولی به دلایلی که زمانی شاید توضیح داده خواهد شد، از ادامه فعالیت بازماند. برای رشد سینمای ملی وجود مطبوعات سینمایی که بتوانند با نقد و تحلیل فلم ها هم به رشد هنرمندان کمک کنند و هم منبع آموزش برای عامه ی مردم باشند، بسیار ضروری است. سینما یک زبان است و مانند هر زبان دیگری برای خواندن، داشتن سواد الزامی است. این سواد بصری فقط از راه آشنایی با وجوه مختلف تکنیکی و هنری سینما میسر است، که مطبوعات سینمایی باید منبع آن باشند. در ده سال گذشته، برخی از روزنامه ها و بسیاری از تلویزیون ها و رادیوها نیز سعی کردند قسمتی از برنامه های شان را به مسایل سینمایی اختصاص بدهند.

اقتصاد سینما:
در تمام دنیا سینما در کنار این که هنر است یک صنعت نیز به شمار می آید. این صنعت مثل هر صنعت دیگری تابع قوانین بازار است: شما باید چیزی را تولید کنید، و بعد آن را بفروشید. این روند مستلزم این است که دست اندرکاران صنعت به خوبی بدانند مخاطبان شان به چه نوع کالاهایی علاقه دارند و در چه زمان به آن نیاز دارند.
در کنار این که از نگاه هنری سینمای ما فقیر است، از جنبه اقتصادی و تجارت نیز سینما و سینماگران ما دچار مشکل هستند. فلمسازان بازاری، بر اساس این عقیده که چون عامه مردم از فلم هندی خوش شان می آید، آنها هم به تولید فلمهایی دست می زنند که بیشترین شباهت را از نگاه قصه و قصه گویی به فلم های هندی داشته باشند. بهترین فلم های این گروه برای چند روز در سینما “پارک” و یا سینما “آریانا” به نمایش در می آیند ولی اکثر قریب به اتفاق فلم های این گروه مستقیماً به بازار “سی دی” و “دی وی دی” عرضه می شوند. معمولاً درآمد حاصل از فروش این فلم ها به سختی می تواند هزینه ی فلم بعدی فلمساز را جبران کند.
اما فلمسازان جشنواره یی افغانستان اصلاً دغدغه ی فروش فلم های شان را ندارند، چون خود به خوبی می دانند که کسی حاضر به پرداخت پول برای تماشای فمل های آنان نخواهد بود – چه در داخل افغانستان و چه در خارج. منبع اصلی درآمد این فلمسازان موسسات خیریه خارجی هستند. این فلمسازان معمولاً فلمنامه هایی آکنده از “پیام”های حقوق بشری و صلح گرایی می نویسند که جنبه ی شعاری شان بر جنبه های هنری شان قوی تر است. این فلمنامه ها را بعداً توسط واسطه های مختلف به موسسات خارجی غربی چه در کابل و چه خارج از افغانستان می رسانند و آنها را برای تمویل پروژه های شان متقاعد می کنند. پولی که از این راه به دست می آورند آن قدر هست که بتواند فلم را بسازد و کمی هم برای خود فلمساز باقی بماند. اگر فلمساز مهارت کافی در پنهان کردن شعارها و تقویت جنبه های هنری کارش داشته باشد، می تواند اثرش را به جشنواره های معتبر خارجی هم نمایش دهد که البته کمتر اتفاق می افتد.
این صنعت “ان. جی. او.” در افغانستان نه تنها پروژه های توسعه یی را در طی ده سال اخیر به انحطاط کشانده است بلکه فلمسازان ما را نیز دچار عادت های بد ساخته است.

قصه هایی که نتوانستیم بگوییم:
پس از دو دهه جنگ و خشنونت و آوارگی در سال 2001 آرامش نسبی به افغانستان بازگشت. در این ده سال کارهای زیادی بود که ما باید نمی کردیم اما کردیم و کارهای زیادتری بود که باید می کردیم اما نکردیم. ده سال گذشته در تاریخ افغانستان به عنوان دهه ی فرصت های از دست رفته و امیدهای برباد رفته به یادها خواهد ماند. در سینما اما وضعیت از چه قرار بوده است؟ سینمای افغانستان طی این دهه چه دست آوردی داشته است؟
سینما یک هنر روایی است. از این هنر تنها چیزی که توقع می رود قصه گفتن است - البته خوب قصه گفتن. در ده سالی که گذشت تنها چیزی که سینماگران افغانستان از پس آن برآمده نتوانستند، گفتن قصه هایی بود که سالهاست در دل مردم ما سنگینی می کنند. قصه های جنگ و خشونت، خشم و وحشت و داغ و دریغ.
ما پر از قصه بودیم ولی قصه گو نداشتیم. مشتی از سینماگران افغانستان به شیوه ی محسن مخملباف به شعرسازی و شعارسازی های تصنعی روی آوردند و مشتی هم به نشخوار بالیوود ادامه دادند. اینان به جای رفتن به درون مردم برای بازگویی قصه های سینمایی، به شعارهای مود روز برای جلب توجه غربی های پرداختند. مردم افغانستان بیشتر از هر روز دیگری امروز به سینماگران قصه گو نیاز دارند که بتوانند از فراموشی جمعی دردهای مان جلوگیری کنند. ولی آنچه که فعلا نصیب بخش سینمای این کشور شده است گروهی است که فلم ساختن را با مهملبافیدن و مخملبافیدن اشتباه گرفته اند.
منبع: دویچه وله
نویسنده: م. علی کریمی


   
Thu 5 Apr 2012 ساعت 1:3 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
 

شبنم زریاب و "پیانو نواز افغان"

 

شبنم زریاب، با رمان "پیانو نواز افغان" و عبور از یک تجربه ساده و صمیمانه در رمان نویسی، زمینه را ‏برای کار های بعدی اش در نوشتن آماده می کند، تجربه ای که امیدواریم با رمان دوم او، "در جستجوی ‏Ken‏"، گواهی ای باشد بر این امر که شبنم زریاب، بسان مادرش، سپوژمی، و پدرش، رهنورد زریاب، برای ‏همیشه به خانواده داستان نویسان پیوسته است. ‏

‏"پیانو نواز افغان"، اولین رمان شبنم زریاب، فلمساز و رمان نویس جوان افغان است که چندی پیش بزبان ‏فرانسوی در فرانسه منتشر شده است. ‏

شبنم زریاب در این رمان ابتدا زندگی یک دختر شش هفت ساله افغان را بازگو می کند که در گرماگرم یک ‏جنگ وحشتناک، اولین تجربه های خود از زندگی را در محیط مکتب و خانواده، با صمیمیت و صداقت پشت ‏سر می گذارد. صداقتی و صمیمتی که به او مجال نمیدهد دریابد چرا پدر و مادر روشنفکر او، مخالف ‏دلبستگی او به پرچم سرخ رنگ و سربازانی اند که او هر از چندگاهی، در جاده ها با علاقه به آنان نگاه می ‏کند. ‏

 

‏ ناگفته نگذاریم که صداقت و صمیمیت دخترک، از شیطنتها، حسادتهای خواهرانه و عشقهای کودکانه نیز ‏خالی نیست. ‏

 

علیرغم مخالفت پدر و مادرش با سربازان و پرچم شوروی دهه هشتاد که افغانستان را به اشغال خود درآورده ‏اند و وی تا هنوز از چند وچون آن آگاهی ندارد، دخترک با دوست همبازی اش، پسری به نام میلاد، نزد یک ‏زن جوان زیبا و موطلایی روسی، به آموزش پیانو می پردازد و آهسته آهسته پی می برد که به میلاد، دل ‏بسته است.‏

در بخش دوم رمان، بامداد یک روز، دخترک باید به میلاد و ماهی های سرخش پشت کند و افغانستان را با ‏خواهر و مادرش به قصد فرانسه ترک بگوید.‏

دخترک و خانواده اش در یکی از شهر های جنوب فرانسه اقامت اختیار می کنند و با اولین روزهای درس در ‏یک کشور بیگانه، با زبان بیگانه و آدمهای بیگانه، دشواریهای غربت آغاز می شود. سالها می گذرند و پدر ‏نیز به خانواده می پیوندد و دخترک زبان فرانسوی را می آموزد، با دشواری و به بهای فراموش کردن زبان ‏مادری. ‏

چند سال بعد تر دخترک که پا به سالهای جوانی گذاشته است سعی دارد بدون توجه به شکافی که غربت اکنون ‏نه تنها درزندگی گذشته او در کشورش که حتی در محیط خانوادگی، با زبان و با پدرش ایجاد کرده است، ‏زندگی را بی کم و کاست و بی چون و چرا تجربه کند.‏

روزی اما، هنگام عبور از برابر یک مغازه، ناگهان چشمش به صفحه تلویزیونی می افتد که در آن دو ‏هواپیما، خود را یکه راست به قلب برجهای نیویورک می کوبند.‏

افغانستان دوباره روی زبانها می افتد، تلویزیونها و روزنامه ها سعی دارند عاملان حادثه 11 سپتامبر 2001 ‏را در این کشور شناسایی کنند و در همین گیرودار، دختر به یاد میلاد می افتد. افغانستان... کودکی های ‏معصوم از دست رفته و این پرسش ناگهانی از حافظه ای که در زنگار روزمرگی های غربت ‏گیر مانده : میلاد کجا شد؟ چی بر سرش آمد ؟ ‏

دختر باید بداند میلاد کجاست و به همین دلیل تصمیم می گیرد برگردد به افغانستان، مثل پدرش که پیشتر از او ‏به کشور برگشته است. ‏

در بخش سوم، پابپای شخصیت اصلی رمان "پیانو نواز افغان"، خواننده با دقت و کنجکاوی سعی دارد بداند ‏در طول این چند سال غربت دختر در فرانسه، جنگ چه بر سر میلاد و درسهای پیانوی وی آورده است. اما ‏قبل ازهرگونه اطلاعی در مورد سرنوشت میلاد که باید تا آخرین صفحات کتاب انتظارش را بکشد، خواننده ‏همپای دختر به یک واقعیت دیگر دست پیدا می کند و آن اینکه بعد از چندین سال غربت، بازگشت به زاد ‏وبوم، نمیتواند یک کشف تازه و دردناک نباشد: سالها گذشته اند،همه چیز تغییر کرده است، آدمها دیگر شده اند ‏و شخصیت رمان، و یا خواننده ای که احتمالا غربت را تجربه کرده باشد، خود را در برابر واقعیتهای چندین ‏سال بعد، همچون پر کاهی، میان زمین و آسمان معلق می یابد....‏

‏ از زبان طنز زیبا و در خور شخصیت دخترک در بخشهای ابتدایی رمان که بگذریم، شبنم زریاب، "پیانو ‏نواز افغان" را با نثر بسیار ساده و بی تکلف به پایان می برد. اگر رمان پیانو نواز افغان را به سه بخش ‏کودکی، جوانی و برگشت به افغانستان شخصیت رمان تقسیم بندی کنیم زبان و سبک شبنم زریاب به اقتضای ‏تحول شخصیت اصلی، دچار دگرگونی میشود اما این دگرگونی بسیار روان و طبیعی انجام میگیرد. ‏

شبنم زریاب، با رمان "پیانو نواز افغان"، با عبور از یک تجربه ساده و صمیمانه در رمان نویسی، زمینه را ‏برای کار های بعدی اش در نوشتن آماده می کند، تجربه ای که امیدواریم با رمان دوم او، "در جستجوی ‏Ken‏"، گواهی ای باشد بر این امر که شبنم زریاب، بسان مادرش سپوژمی، و پدرش، رهنورد زریاب، برای ‏همیشه به خانواده رمان نویسان پیوسته است. ‏

در پایان بگذارید آرزو کنیم ، فراتر از اعتبار و حیثیت ادبی مادر و پدرش، شبنم زریاب جوان، به تعبیر منیژه ‏باختری، "هویتی برای خودش داشته باشد".


   
Thu 5 Apr 2012 ساعت 1:1 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

 نوشته همایون کریمپور
hkarimpour@orange.fr 

 

 

    

 

                                          نقدی بر فلم تمثیل ناموس

                                فلمی از نیلوفر پذیرا

 

 

مرز شمال کشور صحنه درام تکاندهنده ایست بنام تمثیل ناموس، به کارگردانی نیلوفر پذیرا. داستان فلم  در قریه کوچکی در سرحد تاجیکستان به وقوع می پیوندد.  گرچه  زمان تطبیق قوانین خشونتبار دوره طالبان گذشته است ، اما فضای ده هراسناک است. مردانی در آنجا زیست دارند که زور میگویند، مرتکب خشونت می شوند و  خفت موجودیت حقیر شان را با خون رنگ میدهند.  چینی غیرت شکننده و ظریف شان از معصومیت پاک دخترک زیبا و نوبالغی ترک  بر میدارد. عطش اعاده شخصیت های حقیر فقط  با فوران خون میسر است. گوئی غیابت طالبان ظاهری ست.  رسم و رواج شان در پی هر دیوار در صدد برگشت دوباره است.

فلم تباینی ست از توصیف سنن دهشتناک در دیکوری از مناظر طبیعی شگفت انگیز کوه های ماحول.  نیلوفر پذیرا دختر افغانی تبار متولد هند است.در شهر کابل بزرگ شده،  زمانی را در پاکستان زندگی کرده و سپس به کانادا هجرت کرده است. در فلم قندهار که  از ساخته های محسن مخملباف ، کارگردان ایرانیست،  نقش اصلی را بازی کرده و جایزه برده است. 

تمثیل ناموس را که شاید اگر بی آبروئی  می نامید، مأنوس تر  میشد، خود نوشته و کارگردانی کرده است. و هم در نقش مژگان بازی کرده است. مژگان دختر زیبایست  که در کانادا بزرگ شده است. با عودت به کشور به همراهی گروهی از فلمبرداران غربی در پی آنست تا اضطراب های عاطفی اش را  نظمی دهد. برقراری دوستی اش با دختر زیبائی بنام مینا، کارگردان غربی فلم را بسوی آن میکشاند تا برای او در فلمش نقشی بیافریند. بر خورد  مژگان  با فرهنگ پدری مایه سرخوردگی هائی گردیده است.

   دختر جوانی مثل مینا هنوز محصور دیوار های خانه محقر پدر است . در انتظار ازدواج،  به نحوی زندانی ست.  زندانی ای که سیمای شاداب و قیافه جذابش چون روشنائی جهانگیری سراسر فلم را تا ظهور فاجعه نهائی جلائی تابناک می بخشد. لطف حضورش در عرصه فلم جذبه افسون کننده ای به جهان تنگ و کوچک و  راز آمیزش میدهد و   سادگی و زیبائی را چون هوای تازه در جو فلم پخش میکند و می پراگند.

 

 تنها ارتباطش با دنیای خارج  درزیست در دیوار حویلی که به سوی کوچه باز میشود. گرچه در آغاز فلم گیسوان تابخورده  و لباس زیبایش حضورش را با دنیای ماحول اندکی تصنعی و بیمورد جلوه میدهد، اما بازی روان و بی آلایش و عاری از تصنع او شخصیتش را بزودی سخت باور کردنی می سازد. چون سر  و وضعش را با در و دیوار آنجا شباهتیست، بزودی یکی از اساسی ترین شخصیت ها می گردد.  در غیابت مادر، چون مادری از برادران و پدر مراقبت میکند. دنیای بیرون را از شگاف  دیوار می نگرد. بفکر ازدواج زود رسش در تلاش تهیه جهیز است. با کالائی که با خود به خانه شوهر  باید  ببرد، فقط چادری ای کم دارد. چادری ای که بود و نبودش مایه فساد است. تلاش بدست آوردنش حساب های ساده یک زندگی بی حادثه را بر هم میزند.

قصه زندگی مینا با دو داستان فرعی دیگر بصورت موازی به پیش میرود.  یکی ازین قصه ها داستان زندگی خانواده مهاجریست که خانه شان را دیگران اشغال کرده اند و در کنار منزل خود بی سر پناه شده است.

در عین زمان گروهی از فلم سازان غربی  برای فلم برداری وارد  قریه شده اند و از اهالی آن منحیث بازیگر و سیاهی لشکر کار میکیرند. گروه فلمسازان از مژگان، اکتریس افغان تباری که مقیم کاناداست در مروادات شان با مردمان محل استفاده میکنند. مژگان دختریست تحصیل یافته و  روشنفکر.  از طریق صحبت هایش با مینا، جهانبینی شخصی اش در مورد سنن ملی مورد سوال قرار می گیرد. با تلاش میخواهد دختر جوان را به بازی به فلم بکشاند، بازی ایکه کفاره اش را رسم و رواج های ننگین با مرگ جوابگو میگردد.  

 علی مرد تحصیل یافته ای است که بین زندگی زیر خیمه های ملل متحد در بیرون از قریه  برای برگشت به خانه خود ویا در جستجوی زندگی دیگری در کابل سرگردان است.  او مرد خوش قد و قامت و تحصیل کرده ایست، در تلاش آن می شود تا پل رابطه ای را بین مردم محل و گروه فلمبرداران کانادائی استوار نگهدارد  و مانع تصادم دو فرهنگ گردد. پلی که بنایش با تحریکاتی سخت نا استوار شده است. زمانی گمان میرود که خاطر خواه مژگان شده است که بعد از ختم فلمبرداری به فرسنگ ها از و دور خواهد شد. نزدیکی او با مژگان فرصت خوب سینمائی ای بود تا در کشور حسرت زدگان  طرح نا به فرجامی از یک پیوند زیبای عاطفی به وجود آید، اما این احتمال مورد بهره برداری  جدی قرار نگرفته است.

گفتگو های انفرادی بین مژگان و علی وهم  بین مژگان و مینا مانند تبصره های بیرون تصویری فلم های مستند، در مورد رسم ورواج های پوسیده و نادانی های عمیق که زن را از متن جامعه حذف کرده است و مانع تحول مثبت اوضاع شده است، گرچه نقشی روشنگرانه دارند اما سینمائی نیستند و تا اندازه ای از لطف هنری  فلم تمثیل ناموس میکاهند. تعدادی از  شخصیت های فلمنامه دایمآ متمایل به گفتگو اند تا موضوعات را از طریق بیان  ابراز دارند. این گفتگو ها و ابراز نظر ها گاهی  اوج می گیرند و جنبه های عقیدتی را  استوار تر از ساختار هنری فلم تجلی میدهند. اما زمانی که تصمیم وحشتناکی در مورد زندگی مینا گرفته میشود، گفتگو ها کاملآ محو میگردند، گوئی مسائلی بدین وخامت دیگر قابل بحث نیستند.

 در خاتمه داستان تنشی غیر قابل تحملی در جو فلم جاری میگردد که گرچه قابل بحث است اما  از دیدگاه سینمائی به گونه شگفت انگیزی توانا و پر تاثیر است و فضای وهمناکی خلق میکند. بیننده حساس را  برای مدتی بر چوکی اش میخکوب می سازد. دریک آن تمامی سننی که برای روفتن بی آبروئی منجر به ارتکاب جنایت های کاملآ بی موجب میگردند، تحت  سوال میروند و خود مبدل به ننگی میگردند که جامعه آینده افغانستان بایستی در صدد سرنگونی اش بر خیزد. اضطرابی که در فضای فلم جاری ست  شدت می یابد و بیننده مظطرب در حالیکه سخت نگران سرنوشت قهرمان زن داستان است شاهد بربادی آرمان ها  و امید های خانواده ای میگردد، که با اندک سرپیچی از سنن، رفتار دهشتناک سرکرده گان ده، با سرنوشت او وعده دیداری تعیین کرده اند که بازگشت ناپذیر می نماید.... اضطرابی که در فضای فلم جاری ست  اوج می یابد.

 

با وجودیکه بعضی از منا ظر برخوردار از زیبائی های خاصی اند، اما دکور صحنه های قریه به باز سازی شتابزده ای شباهت دارد که اندکی از تاثیر فضای مسلط بر فلم می کاهد. نوعی تصنع در در و دیوار آن اصلیت فلم   را صدمه میزند. بیننده تصویر زنده و مشخصی از فضای کلی دهکده نمیگیرد.

 

از نگاه فلمنامه  نویسی گرچه در مجموع فلم تمثیل ناموسی را میتوان فلم زیبائی قلمداد کرد زیرا از خصیصه های زیاد و خوب سینمائی برخوردار است و در زمره یکی از فلم های خوب  میرود، اما با نظری تحلیل گرانه میتوان بر کمبودی هائی انگشت گذاشت که ذکر آن خالی از اهمیت نخواهد بود.

 

 مانند آنچه گفته آمد،  سناریو بر اساس یک طرح  اصلی و چند طرح فرعی ثانوی  ساختار داده شده است:
:

 یک: مینا دختر زیبای دهاتی در انتظار ازدواج و تهیه جهیز نیازمند یک دست چادری ست.

دو: خانواده تازه از غربت برگشته ای در جستجوی دوباره بدست آوردن خانه اشغال شده اش سرگردان است

سه : گروهی از فلمبرداران کانادئی که از اهالی ده منحیث سیاهی لشکر استفاده میکنند، دچار مشکلات رابطی با تعدادی از آنها  گشته اند. مژگان همکارافغانی تبار شان با مینا و هم  با علی آشنا می شود. کارگردان فلم می خواهد مینا را داخل فلمشش سازد. مژگان برای رفع مقاومت مینا وعده اعطای یک چادری را به او  میکند.

چهار: علی انجنیر جوانی که به تازگی بوطن برگشته است، در کشور خود نیز مهاجر بی سرنوشتیست.

مینا که در انتظار ازدواج، چادری ای کم دارد، مایل نیست تا درین نقش بازی کند. اما تشویق های مژگان وسوسه را بر دلش می اندازد.  با وجود تردید زیاد، ظاهرآ دل به دریا زده بدون اجازه اقارب میخواهد  در فلم بازی کند . میل دسترسی به چادری جدیدی و وعده وصول به آن آخرین مقاومت هایش را می شکند.  مینا با مژگان بدون چادری بروی صحنه فلمبرداری میرود و به اجرای نقشش می پردازد. اهالی محل عمل او را مانند ننگ بی غیرتی ای در پیشانی قریه میگمارند. زیر فشار سخت جامعه،  نامزد و پدر او  با وجود علاقه مفرط شان به مینا، بزودی طرح از میان بردنش را میریزند.

دختری محصور در چهار دیوار منزل و آگاه از ساحه محدود عملش، چگونه در دام عملی می افتد که  به احتمال قریب به یقین بنای زندگی اش را خراب خواهد کرد؟  بی دقتی در نقل جزئیات موجب بر هم زدن منطق داستانی میشود.  گرچه هدف اصلی فلم افشای جنبه های نا مطلوب جامعه، وضع بد زنان در جامعه ای بدون تفکر و پدر سالار است، اما رجحان بخشیدن اندیشه بر منطق خاص داستانی منجر به سستی  فلمنامه  میگردد. وضع اسفناک زن به عنوان بهترین شاخص سنت های مردود نیازمند تعمقی بیشتر است. مینا که با حضور درخشانش صفائی بر زندگی پدر و برادران می بخشد، با ارتکاب ظاهر شدن در جمع مردان، چنین زود و بی تکلیف توسط جامعه ای که خودش را مسئول ناموس هریک از سرنشینانش می شناسد بصورت دردناکی محکوم میگردد. . بازی او خشم تمام ده را بر  انگیخته و منجر به جزای وحشتناکی می گردد.  از هیچکسی  هیچ صدائی به دفاع او بلند نمیشود.  اگر تعصب بدین درجه بلند و نا انسانیست، پس چطور حضور دایمی مژگان در جمع خارجی ها که خود نیز افغانی الاصل است، با وجود اعتراضاتی، منجر به پرداخت قیمت جانش نمیگردد ؟   

 فلم تمثیل ناموس  تلفیقی است از یک فلم مستند تلویزیونی و یک فلم بلند سینمائی. صحنه های دراز گفتگو های تدریسی شکل  که شامل تبصره های روشنفکرمآبانه ای اند بعضی از صحنه های فلم را رنگی  مستند گونه می دهند.  اگر اندکی پیشتر برویم گفته میتوانیم که در پهلوی یک خط داستانی جذاب که همانا قصه ماجرای میناست، حشویاتی بدون اعتدال اضافه شده است که مانع حفظ توازن فلمنامه میگردد. برخلاف رمان، فلمنامه قوانین خاص خودش را دارد که تخطی ار آنها به هیچنوع ساده و بی خطر نیست.  تقویت حضور مینا و اطرافیان نزدیکش و تضعیف حضور شخصیت های ثانوی میتوانست جنبه سینمائی اش را استحکام بیشتری ببخشد. آنکسی که بصورت نا خود آگاه و طبیعی ترین شکل بر اصل داستان   منحیث قهرمان گماشته میگردد، نقش میناست.  اما گوئی کارگردان که خود بازیگر خوبی هم است از نقش حاشیه ای خود زیاد راضی به نظر نیامده، تعداد صحنه های خود را که زیادتر بر اصل گفتگو های تدریسی  در تبادلات نظر با علی   در مورد نا به سامانی  استوار است، بی نهایت طویل ساخته است. با وجود تعدد صحنه ها، بیننده فقط یک  شخصیت را قهرمان فلم می شناسد و او همان میناست. قواعد فلمنامه نویسی بر تقویت شخصیت مرکزی و افزایش حضورش در صحنه های فلم حکم میکند.  

از انکشاف طرح های پارالل و یا جانبی در  صحنه های بعدی فلمنامه اثری نیست. در یک سناریوی خوب، طرح های جانبی در موازات داستان اصلی که ستون فقرات فلم را تشکیل میدهد، انکشاف یافته و زمانی به طرز  ناگزیری  با هم می آمیزند، گره میخورند و عمق داستان را می سازند. در سناریوی تمثیل ناموس توجه عمیقی به این امر مبذول نگردیده است.   این عدم پرورش، احساس  نا سرانجامی تمامی طرح های جانبی  را در  ذهن بیننده آگاه   میگذارد. به طور مثال قصه زندگی خانواده ای که در پی بدست آوردن خانه اشغال شده اش است، هیچگاهی با طرح اصلی داستان گره نمی خورد. موجودیت آن گرچه واقعیتی را بیان می کند، حتمی نیست.  حذف آن از داستان فلم هیچ نوع خلائی را ایجاد نمیکند. در یک فلم خوب، هر حرف، هر صحنه نقش سازنده ای در پیشبرد داستان فلم دارد. اگر فاقد این نقش باشند، موجودیت شان تزئینی و لزومآ بیمورد است.

 

درز دیوار که تنها پنجره ارتباطی مینا با دنیای خارج است موجب آشنائی او با مژگان که دختر دنیا دیده و تحصیل کرده ایست میگردد. این آشنائی که به سوی دنیای بازش می برد، تباهی اش را نیز ارمغان آور میگردد. زن آزاده ای که به آزادی همنوع نیمه اسیرش می اندیشد، بالاخره قبولی خطر او را با برقعی انعام میدهد. برقع میتواند نمادی از اسارت زن باشد، گرچه کارگردان فلم غربی مخالف این کار است، اما مژگان جوابگوی آرزوی میناست و با او قرار گذشته است تا در عوض ایفای نقش چادری ای پاداشش دهد. این جرات منجر به سرانجام اندوهناکی می گردد که هیچ قلب پر عاطفه را توان تحملش نیست.  آنچه زیاد تکان دهنده ست  عکس العمل تسلیم جویانه میناست. گرچه دخترک  دهاتی که در صحبت هایش از درایت و هوشیاری خاصی برخوردار است، اما  در قبول سرنوشت هولناکش مثل بره  مطیعی سر میگذارد. در نخست میکوشد تا با افسونگری دل سخت مردش را بدست آرد، اما در جامعه ایکه بالای همه چیزش نوشته اند ممنوع، دلربائی هم استعداد و دل خوشی میخواهد. چون این اقدام بی مهارتش جائی را نمیگیرد با سر سپردگی عجیبی خود را تسلیم سرنوشت میکند و  مرگ را از جانب مردی که خاطر خواهش نیز است، بدون سرکشی قبولدار میگردد. بیننده که از دیدن این صحنه های طاقت فرسا سخت اندوهناک شده است، تا آخر آرزو میکند تا عشق پدری به فرزند عزیزش ناگهان مانع ظهور فاجعه گردد و یا مقاومت مذبوحانه  و یا مبارزه دلیرانه دخترک برای دفاع از زندگی اش  درس آموزنده ای برای مردان قریه بی ترحم بدهد...  اما گوئی از سرنوشت تلخ گریزی نیست.  زن به مثابه قربانی دلخواهی به سادگی، بدون سنجش و به ناحق محکوم به نابودیست. کارگردانی که از سخنانش بوی مبارزه جوئی می آید، چطور برای قهرمان زیبایش تن بر سرانجامی چنین دردناک میدهد بدون آنکه  او را تا سرحد مبارزه با سنن پوسیده بکشاند ؟

 

  همه میدانند که  فشار سهمگین پدر سالاری چیره بر فرهنگ ما موجودیت جنایات ناموسی را تقریبآ مورد قبول عام ساخته است.   برخی  از قتل‌های ناموسی هم فقط بر مبنای سوء ظن صورت می‌پذیرد، اما عمومآ با  رابطه با مسائل نا مشروع جنسی،  ارتکاب زنا ، ننگین کردن شرافت خانواده و یا خودداری از ازدواج اجباری در رابطه اند.  در چنین شرایطی اعمال زور  و ارتکاب خشونت ، اغلب به قتل  فجیع زنان و دختران یک خانواده به دست مردان خویشاوند می انجامد. در فلم به انگیزه قوی تری نیاز است تا بیننده علت آن را، گرچه به هر حال توجیه ناپذیر است،  خوبتر درک کند. موجودیت گمان بد نیز گاهی موجب بربادی زندگی زنی میگردد. نکته جالب توجه این است که ناموس و غیرت از رسوبات کهن جامعه سنتی قبیله ای است. در یک جامعه مدرن، دستگاه قضائی بر مبنای قوانین حقوقی و استانداردهای بین المللی عمل می کند. اما عقب ماندگی اجتماعی، وعدم موجودیت انگیزه های قوی، استواری منطق قوی داستانی را نیز مشکل می سازد. گناه مینا چیست ؟ به خاطری که در جمع گروه فلمبرداران  ظاهر شده است ؟ آیا این دلیل به اندازه کافی قویست که طوفان  خشم سهمناک مردان بی وجدان قریه ای را بر پا سازد ؟ گرچه به قسمی که قبلآ تذکر داده شد گاهگاهی احتمالآ چنین جنایاتی بر مبنای گمان بد و سوءظن نیز مجال ارتکاب می یابند اما در فلم، استواری این دلیل ناکافی به نظر میرسد و در باور ها بذر تردید را میکارد.  با و جود تذکر این چند نکته،  تامل بر چنین درد بزرگ اجتماعی،  و نا رسائی ها و نا بسامانی های جامعه ما را در محراق توجه بینندگان قرار دادن،  خود کاریست شایسته یک سینماگر خوب.

 

 گرچه نیلوفر پذیرا خواسته است با فلمی متعهد توصیف ظاهرآ دقیقی از از زمانه و اوضاع اجتماعی افغانستان بدهد، اما ایجاد تعادلی  بین ضرورت های هنری و قصد روشنفکرانه بر قرار کردن کار زیاد ساده به نظر نمیاید. بی خصلتی و بی غیرتی در مورد موجودی بیگناه مایه مباهات کسانی در فلم میگردد  که خشم ویرانگر را بر ضد زن به کار می برند بدون آنکه انگیزه های عمیق شان هویدا گردد. فلم به صورت تلویحی به آنها از دور می پردازد بدون آنکه از نزدیک شخصیت های شان را به مطالعه گیرد و  مورد بررسی قرار دهد. باز گشت خانواده مهاجری که به خانه خود راه ندارد نیز ازین شتابزدگی در قضاوت بی بهره نیست.  پناهندگانی که در جریان جنگ  راهی غربت شده بودند، دوباره به منازل شان بر میگردند اما خانه های شان در تصرف دیگران است و خود به نظر خارجی دیده می شوند.  این واقعیتی است سرتاسری که عاملین و متضررین آن ها در تمام شهر های و  در بین تمام اقوام وجود دارند.  گر چه جنبه های عقیدتی فلم  استوار تر از ساختار هنری آنست اما  فضای  وهم انگیزی که در اوج فلم جاریست، جنبه سینمائی این نیمه مستند را اوج و اعتلائی می بخشد که سخت تکاندهنده و پر از لطف های ظریف سینمائی ست.

 

غمناکی  ایکه در پایان فلم در چشمان زیبا و مایوس مینا رقم  می خورد مانند موج خراب کننده ای هر دم  ارتفاع گرفته و بیننده و اطرافیان نزدیکش را می بلعد.  کارگردان روشنفکریست با منش های بورژوائی.  او  در افشای  مظالم در حق محکومان می پردازد و تلاش میکند تا  خصوصیات روحی منطقه و  زندگی متحجر متداول را   از ورای تفسیر های لفظی به تصویر بکشاند. این کردار او باعث دوگانگی  فضای فلم میگردد که بین کهنگی و مدرنیته سرگردان است.  آنچه در آخر فلم بیشتر به یاد بیننده میماند سرنوشت فجیع میناست. این فلم زیبا در افشاگری گرچه به اعماق نمیرود و کمی در سطح میماند ولی جائی که انگشت میگذارد سخت دردناک است و هر بیننده ای را  به اندیشه  می اندازد. و این خود موفقیتی ست چشمگیر. لازم به تصریح ست که فلم گیری و بازی ها، تدوین و صدا گذاری خوب و روان بدون تکلف اند. بجز لهجه عجیب بازیگر های تاجیکی که گرچه بازی خوبی دارند، اما زبانشان نا مانوس است و مایه سوال. فلم در مجموع گیرائی خاص خود را دارد. بازی مارینا گلبهاری در نقش مینا که قبلآ در فلم های حسامه صدیق برمک و قربانی همایون پائیز درخشیده بود، در فلم تمثیل ناموسی به عنوان یک بازیگر مطرح به پختگی خاصی رسیده است . امید آن میرود که کارگردانان خوبی با سناریو های مستحکم برای این اکتریس جوان نقش های ماندنی ای بیافرینند.

 

 

«»«»«»«»«»«»


   
Thu 5 Apr 2012 ساعت 12:57 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

.

آمنه جعفری(کابل)
درسال ١٣٨٣این هنرپیشه و کارگردان در یک تیاتر دخترانه در کابل شرکت کرد که نمایشات فرمایشی را برای دعوت از زنان و مردان برای سهمگیری درانتخابات اجرا می کردند. وی در فیلم روشنی اش نقش مرکزی را بازی می کند ودرسال ١٣٨٣ او فیلم مستند زنان و سینما را کارگردانی کرد.

الفه براندنبورگر (برلین)
این فلمساز عضوی از گروه هنری «مینیمال کلوب» بود که به تولید تیاتر، ویدیو، کتاب و مجله می پرداختند. از ١٣٦٤به بعد او به عنوان تدوینگر فلم نیز کار کرده است. آثار ویدیویی او، که قسماً با همکاری مانو ویتمان ساخته شده اند؛ در جاهای مختلف و به مقاصد متفاوت به نمایش گذاشته شده است. او به همکاری ساندرا شفر فلم «عبور از زیر کمان رستم» را کارگردانی کرده است که خود نتیجه ی ساخت یک فلم کوتاه دیگر بود بنام «ساخت یک مظاهره».

خالق علیل (کیف)
در ابتدای دهه ی ٧٠ میلادی خالق علیل تحصیلاتش را در رشته ی شرعیات در دانشگاه کابل به پایان برد، و بعد در آکادمی دولتی فلم مسکو (WIGK) به تحصیل کارگردانی فلم پرداخت. او برای پنج سال رییس موسسه ی دولتی افغان فلم بود و در کنار چندین فلم مستند سه فلم بلند داستانی نیز در افغانستان ساخت. او هم اکنون در اکراین زنده گی میکند.

دیانا ثاقب (کابل)
این فلمساز جوان افغان، ٢٦سال از عمر خود را در تهران گذشتاند و اکنون نزدیک یک سال است که پس به کابل آمده است. او یکی از اعضای «مرکز هنر و فرهنگ افغانستان» است. ثاقب در آکادمی هنر تهران تحصیلات خود را در رشته ی کارگردانی فلم به پایان برده است. فلم اول او «٢٥ در صد» درباره ی پنج عضو زن پارلمان، و مشکلات و تلاش های روزمره ی آنهاست.

رخشان بنی اعتماد )تهران)
بنی اعتماد در سال ١٣٣٣در تهران بدنیا آمد، او در رشته ی کارگردانی فلم در دانشگاه هنرهای دراماتیک درس خواند و از سال ١٣٥٢به بعد به صفت معاون کارگردان، گزارشگر و مدیر در تلویزیون ایران به فعالیت پرداخت.از ١٣٥٨ تا ١٣٦٥ او یک سری فلمهای کوتاه مستند ساخت. در سال ١٣٦٧بنی اعتماد ساخت نخستین فلم بلند داستانی اش را بنام «خارج از محدوده» به پایان برد، که هجویه یی است درباره ی بروکراسی ایرانی. او به خاطر فلم «نرگس» در جشنواره فلم فجر ١٣٧١جایزه ی بهترین کارگردانی را گرفت که پیش از او به هیچ زنی داده نشده بود. رخشان بنی اعتماد در فلمهایش، به تکرار به موضوعاتی که تابو هستند میپردازد، مانند فقر، جنایت، عشق ناممکن و بی عدالتی های اجتماعی. فلم «روسری آبی» که در سال ١٣٧٤ساخته شده است، جایزه ی پلنگ برنز جشنواره فلم لوکارنو را دریافت کرد. از دیگر فلمهای او «بانوی اردیبهشت»(١٣٧٧)، «زیر پوست شهر»(١٣٧٩) و «روزگار ما»(١٣٨١) را میتوان نام برد. او هم اکنون در مناطق مرزی افغانستان و ایران در حال ساخت یک فلم بلند داستای جدید است.

رویا سادات (هرات)
سادات در سال ١٣٦٠در هرات بدنیا آمد و در شهر هرات در رشته ی علوم سیاسی درس خواند. او کارگردان دو فلم کوتاه است و چندین بار در برنامه ی تلویزیونی «زن و جامعه» به عنوان نطاق فعالیت داشته است. «سه نقطه» اولین فلم نیمه بلندی است که او کارگردانی کرده است. او هم اکنون در کابل در تلویزیون طلوع به عنوان کارگردان در سریال «روزهای این خانه» کار میکند و برای دومین فلم داستانی اش آماده گی میگیرد.

زیبا میر حسینی (لندن/ تهران)
جامعه شناس ایرانی به تحقیق و ارزیابی مسایل جنسیت در نواحی شهری و روستایی ایران و مراکش مصروف است. از زمان وقوع انقلاب درسال ١٣٥٨به بعد، او تحقیقاتی را روی محکمه ی خانواده در تهران انجام داده است که در بستر آن به بررسی مفاهیم جنسیت در قوانین مربوط به خانواده می پردازد. این فعالیت ها منجر به نوشتن کتابی شد بنام « ازدواج در محاکمه: مطالعه یی در قوانین خانواده در ایران و مراکش»، که این خود ساخت فلمی را در پی داشت بنام «طلاق به سبک ایرانی» که در سال ١٣٧٧به همکاری کیم لانگینوتو آن را کارگردانی کرد. او در سال ١٣٨٠دوباره با همکاری لانگینوتو فلمی را بنام «فراری» ساخت. این فلم درباره ی دختران خردسالی است که در یک مرکز تربیت اطفال در تهران به طور موقت از گزند خشونت خانواده گی، ازدواج اجباری و دیگر معضلات اجتماعی دور نگه داشته می شوند. دیگر آثار نوشتاری میر حسینی عبارت اند از : «فمنیزم و جمهوری اسلامی: دیالوگی با علما» (١٣٧٨)،« اسلام و دموکراسی در ایران: اشکوری و درخواست اصلاحات» (١٣٨٥، با همکاری ریچارد تاپر).

ژان- پییر و لوک داردن (لی یژ)
هر دو برادر در دهه ی ٥٠ میلادی در شهر لی یژ بلجیم به دنیا آمدند، و در رشته ی درام و فلسفه در آکادمی هنر بروکسل تحصیل کردند، آنها فلمهایشان را به کمک هم می نویسند و تهیه و کارگردانی میکنند. برادران داردن نخستین موفقیت خود را با فلم «قول» در سال ١٣٧٥بدست آوردند. به عنوان خالق فلمهای ناتورالیستی در باره ی زند گی طبقه ی پایین بلجیم، ژان- پییر و لوک داردن از آن به بعد مجموعه ای از فلمهایی در همین زمینه ساخته اند که آنها را نه تنها در عرصه ی سینمای معاصر بلجیم در صدر قرار میدهد، بلکه در سطح جهان نیز به عنوان دو تن از منتقد پسندترین فلمسازان دنیا شناسانده است. با تماشای فلمهای «قول» (١٣٧٤)، «روزتا» (١٣٧٨)، «پسر» (١٣٨١)، و «طفل» (١٣٨٤)، سینمای برادران داردن خشک و خشن به نظر می آید، اما در حقیقت تصویر زنده ای است از زنده گی زنان و مردان جوانی که در طبقه ی پایین اجتماعی قرار دارند, ازجمله مهاجرین، بیکاران، و ساکنین محلات فقیر نشین شهری. هر دو فلم «روزیتا» و «طفل» جایزه ی نخل طلای جشنواره ی کن را بدست آورده اند، تنها دو فلمی که تا به حال توانسته اند از بلجیم چنین افتخاری را بدست آورند.

ساندرا شفر(برلین)
شفر، فلمساز و برنامه ریز هنری در شهر برلین زنده گی و کار میکند. او در رشته های هنر، سیاست، و جامعه شناسی در کاسل، لندن و کارلسروهه تحصیل کرده است. او به همراه الفه براندنبورگر برای ساختن مستند «گذر از زیر کمان رستم» و برای تحقیق جهت برگزاری جشنواره فلم «کابل/تهران: ١٣٥٨» از سال ١٣٨٦ به این سو به تکرار به کابل و تهران مسافرت کرده است. او در شهرهای بلفاست، لونبورگ، کارلسروهه و برلین هفته های فلمی را درباره ی افغانستان و ایران سازماندهی کرد؛ و به همکاری یک نویسنده ی دیگر کتاب «کابل/تهران: ١٣٥٦و سالهای متعاقب: دورنمای سینما و شهر در جریان ناآرامی و مهاجرت» را نوشت که در سال ١٣٨٥ توسط انتشارات «بی_بوکس» در برلین منتشر شده است. ویدیوها، فلمها و ویدیو انستالیشنهایی که او ساخته است عبارت اند از: «ساختن یک مظاهره»( ١٣٨٣)، « سپیده دم جدید یک کشور» (١٣٨٠)، و «خدمات نامرئی» (١٣٧٩).

شریفه خانم (پودوکوتای)
این فعال حقوق زنان در شهر تامیل در کودوکوتای هند زندگی و کار می کند.وی در سال ١٣٦٦سازمان استپ را بنا نهاد. شریفه خانم بر آن است که یک مرکز اجتماعی مسلمان برای زنان ایجاد کند. این مرکزشامل نمازخانه، مرکز تحقیق و آموزش حقوق اسلامی و دفتری جهت هماهنگی مسائل آموزشی و شغلی خواهد بود. سازمان استپ به طور ٢۴ ساعته با مسائل مربوط به خشونت، کارو فعالیت با زنان، و حق تحصیل و امنیت عمومی سر و کار دارد. شریفه خانم عضو سازمانهای ابتکاری متعددی چون شبکه زنان تامیل نادو و کمیته هماهنگی زنان تامیل نادو است. هم اکنون شریفه خانم در ایالت تامیل نادو به هماهنگی شبکه های کلان زنان مسلمان می پردازد.

شفیقه حبیبی (کابل)
این روزنامه نگار مدرک کارشناسی (لیسانس) خود را در رشته روزنامه نگاری از دانشگاه کابل کسب کرده است و خبرنگار مشهور رادیو و تلوزیون ملی افغانستان است. به دلیل شجاعت در روزنامه نگاری در زمان حکومت طالبان، به وی جوایز متعدد ملی و بین المللی اعطا شده است. وی یکی از بنیان گذاران انجمن زنان افغانستان نو و انجمن زنان روزنامه نگار است. خانم حبیبی همچنین رئیس کمیته مشارکت سیاسی زنان بوده است و هم اکنون عضو کمیسیون اطلاعات و ارتباطات سازمان یونسکو (UNESCO) است.
شکیبا عدیل (کابل/ اوتوکومپو)
این فلمساز متولد سال ١٣٥٤کابل است. او تحصیلات ثانویه اش را در مکتب ملالی به پایان برد. بعد از سال ١٣٨٠ او به عنوان مجری در یک برنامه ی اطفال در تلویزیون افغانستان شروع به کار کرد و در ضمن در موسسه ی رسانه یی «آینه» نیز به صفت فلمبردار مصروف بود. در ١٣٨٣او به فنلند مهاجرت کرد، جایی که توانست آموزشهایش را در برنامه ی چند فرهنگی «باساری» در شبکه ی تلویزیونی «وای. ال. ای» تکمیل کند. او فعلاً در کالج نورت کاریلیان در رشته ی تولید رادیو، تلویزیون و فلم مستند در حال تحصیل است.

صبا سحر (کابل)
این هنرپیشه، فلمساز و افسر پولیس برای نخستین بار در سال ١٣٦٠ روی استیج «کابل تیاتر» ظاهر شد. در سال ١٣٦٨او در موسسه ی فلمسازی «شفق فلم» به آموختن کارگردانی فلم پرداخت. او سپس در دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه کابل به تحصیل هنر پرداخت. صبا سحر به عنوان بازیگر در فلمها و تیاترهای زیادی تا کنون ظاهر شده است. او در دوره ی طالبان در پاکستان زندگی میکرد. پس از سقوط طالبان دوباره به کابل آمد و به عنوان یک افسر پولیس آموزش یافت. در سال ١٣٨١کمپنی تولید فلم شخصی اش به نام «صبا فلم» را تاسیس کرد. و در سال ١٣٨٣اولین فلم خودرا به همکاری غفار زلاند ساخت: «قانون» فلم اکشنی که در ٨ مارچ ١٣٨٤در باغ زنانه افتتاح شد. دو سال بعد او فلم جدیدش «نجات» را ساخت.

عالمه (کابل)
این فیلسوف که در سال ١٣٤٣در کابل متولد شده است، بین سالهای ١٣٦٢ و١٣٦٣ در شهر لیپ زیگ آلمان زندگی کرده است. تحصیلاتش را در آلمان در رشته فسلفه به اتمام رسانیده است. در سال ١٣٧٣مدرک دکترای خود را در فلسفه تحت عنوان روابط افغانستان و آلمان بین سالهای ١٢٩٨و ١٣٠٨ دریافت کرد. در سال ١٣٦٧به عضویت کمیته مشارکت سیاسی زنان در آمد. بین سالهای ١٣٧٤و ١٣٧٥ وی تحقیق علمی را در رابطه با افغانستان بین دو جنگ جهانی ١٣٢٤-١٢٩٣ انجام داد. تحقیق خانم عالمه بر اساس اسناد و مدارکی انجام شده است که درآرشیو انستیتوت شرق شناسی مدرن (institute Zentrum Moderner Orient) در مونیخ و برلین نگهداری می شود. از سال ١٣٨١ وی به عنوان مشاور ارتقاء دموکراسی, برای سازمان خدمات انکشافی آلمان (Deutscher Entwicklungsdienst ) کار کرده و از سال ١٣٨٦به این سو، به عنوان هماهنگ کننده ی پروژه ی ایجاد صلح برای خدمات مدنی صلح آلمان (ziviler Friedensdienst ) مشغول به فعالیت است.

عذرا جعفری (نیلی)
این فعال حقوق زنان در سال ١٣٥٧در شهر مشهد به دنیا آمد. والدین خانم جعفری که اهل افغانستان هستند، به عنوان پناهنده در ایران زندگی می کردند. وی یک مکتب ابتدایی را برای مهاجران افغانی درمرکز فرهنگی مهاجران در مشهد تاسیس کرده و خود مدیریت آن را بر عهده گرفت. از سال ١٣٧٧تا ١٣٧٩سر دبیر مجله فرهنگی اجتماعی فرهنگ بود. در سال ١٣٨٠ وی در لویه جرگه اضطراری اشتراک ورزید. از سال ١٣٨١ تا ١٣٨٢ با انجمن حقوق مساوی در کابل همکاری می کرد. در سال ١٣٨٦از انستیتوت علوم صحی کابل (IHS) در رشته مامایی فارغ التحصیل شد. در ماه جنوری سال ١٣٨٧وی به سازمان آرمان شهر (OPEN ASIA) پیوست و منحیث رئیس بخش جنسیت و حقوق به فعالیت خود ادامه داد. از ماه نوامبر١٣٨٧ تا کنون، وی به عنوان شهردار شهر نیلی در ولایت دایکندی مقرر شده است. وی اولین زن در افغانستان است که به این سمت منسوب شده است. خانم جعفری همچنین کتابچه ای را تحت عنوان من زنی شاغل هستم به چاپ رسانیده است که در رابطه با حقوق زنان افغانستان در بازار کار و قوانین کار است.

فروغ فرخزاد (تهران)
این شاعر در سال ١٣١٤ در یک خانواده ی طبقه ی متوسط در تهران بدنیا آمد. او در شانزده سالگی ازدواج کرد، در هجده سالگی یک بچه بدنیا آورد، و قبل از بیست سالگی طلاق گرفت. فرخزاد به خاطر ادامه ی کار شعر و سبک زنده گی مستقلانه اش، فرزندش را به خانواده ی شوهر سابقش سپرد.
فروغ فرخزاد شاعر مدرن ایرانی پنجره های شعر فارسی را به سوی ارتباطات واقعی و دنیای واقعی گشود. ابراز بی پرده ی احساسات او در زمینه ی عشق ورزیدن و روابط جنسی یک رخداد انقلابی بود. در سال ١٣٣٨ فرخزاد جهت تحصیل در رشته ی تولید فلم به انگلستان رفت. او نخستین تجارب سینمایی اش را با تدوین فلم «یک آتش» بدست آورد که توسط شاهرخ برادر ابراهیم گلستان فلمبرداری شده بود.
در سال ١٣٤١ فرخزاد و سه تن از همکارانش در گلستان فلم، به تبریز رفتند و در ظرف دوازده روز «خانه سیاه است» را فلمبرداری کردند. او در ٣٢سالگی به اثریک سانحه ی ترافیکی کشته شد.

کامران شیردل (تهران)
کامران شیر دل در رشته ی فلم و معماری در روم تحصیل کرد. آثار او به شدت تحت تاثیر نیوریالیست های ایتالیایی است. پس از آنکه در سال ١٣٤٤به ایران بازگشت یگانه انجمن فلمی را که دولت اجازه داده بود، به همکاری چند تن دیگر از فلمسازان پایه گذاری کرد. در همان سال او اولین فلم مستندش رافلمبرداری کرد. در پی این فلم، به ساخت یک سه گانه یی پرداخت که سرانجام توانست آنرا در دهه ی ٨٠ میلادی به پایان ببرد. در سال ١٣٨١او «جشنواره فلم مستند کیش» را تاسیس کرد، که از سال ١٣٨٥ به این طرف به خاطر جنجالهای سیاسی بر جزیره ی کیش، توسط شخص دیگری مدیریت میشود. وی هم اکنون روی فلم جدیدش کار میکند.

کلی دولاک (نیویورک)
این مستند ساز مستقل در کالج راماپو در نیوجرسی آمریکا تدریس میکند. او تهیه کننده گی سه فلم را به عهده داشته است: «تو مرا می سازی» (١٣٧٧)، Bound Rewound (١٣٧٧)، و «بیگ جیبی» (١٣٧٩). او کار سینمایی اش را با درامه ی تلویزیونی «پشت پرده» آغاز کرد که از شبکه ی AMC پخش شد.

کیم لانگینوتو (لندن)
این مستند ساز مستقل در رشته های کارگردانی و فلمبرداری در آکادمی ملی فلم و تلویزیون بیکانسفیلد تحصیل میکند، جایی که او توانست در میان چند فلم دیگر فلم «دختران تیاتر» را بسازد که در باره ی یک خوابگاه زنان بی خانه است. در سال ١٣٦٥ او به همراه کلیر هانت شرکت تولید فلم « تونتیت سنچری ویکسن» را اساس گذاری کرد. در میان فلمهایی که او تهیه کرده است میتوان به «چهره های پنهان» اشاره کرد که به کمک زنان مصری آنرا درباره ی وضعیت زنان آن کشور ساخته است. او به همراه جانو ویلیامز فلم «بچه های شینکوجو» را در سال ١٣٧٤ساخت که درباره ی سه زنی است که در توکیو به عنوان مرد زنده گی میکنند. لانگینوتو به همکاری زیبا میرحسینی فلمهای «طلاق به سبک ایرانی» (١٣٧٧)، و «فراری» (١٣٨٠) را نیز ساخته است. آخرین فلم او «زن برادر» (١٣٨٤) درباره ی دو قاضی زن در کامرون است که چندین جایزه را در جشنواره کن دریافت کرد.

گلالی حبیب (کابل)
این روزنامه نگاردر کابل متولد شده است. وی به مدت سه دهه مضمون تاریخ را تدریس کرده است. خانم حبیب با انتشارات متعددی به عنوان روزنامه نگار فعالیت کرده است و به مدت ٦ سال رئیس جریده شفق بوده است. وی درمجله کابلستان، ستونی تحت عنوان زنان, بازنده گان اصلی جنگ به نگارش در آورد. ایشان همچنین خالق و نویسنده زنان در راه به سوی آزادی هستند. خانم گلالی حبیب سر دبیر مجله دو ماهه دنیای زنان و معاون حزب ترقی وطن است.

گیسو جهانگیری (پاریس / کابل)
این فعال حقوق زنان در تهران به دنیا آمده و کلان شده ی فرانسه است. وی دارای مدرک دکترا (DEA) در رشته جامعه شناسی سیاسی و مطالعات استراتژیک است و به عنوان روزنامه نگار برای روزنامه فرانسوی اینترنشنال کوریر (International Courrier) کار کرده است. وی همچنین به عنوان مشاور با سازمان ملل متحد همکاری کرده است. خانم جهانگیر یکی از بنیان گذاران سازمان آرمان شهر,اوپن اژیا (Open Asia ) درسال ١٣٧٤است. این سازمان جهت ایجاد صلح، دموکراسی و فرهنگ حقوق بشر درآسیای میانه مشغول به فعالیت است. از زمان تاسیس تا کنون، وی ریاست این سازمان را برعهده دارد.

لطیف احمدی (کابل)
احمدی در سال ١٣٢٩در کابل تولد یافت و در سال ١٣٥٤ تحصیلاتش را در رشته ی انجینیری به پایان برد. او در همین سال کمپنی فلم «آریانا» را پایه گذاری کرد. از آن پس او چندین فلم تبلیغاتی ساخت و به عنوان فلمبردارنیز کار کرد. در اوایل دهه ی ٨٠ میلادی او برای تلویزیون افغانستان شروع به کار کرد. او در سال ١٣٦١ فلم بلند داستانی «فرار» را ساخت و در ١٣٦٥«پرنده های مهاجر» را کارگردانی کرد. احمدی از سالهای ١٣٦١ تا ١٣٧١به عنوان رییس موسسه ی دولتی افغان فلم ایفای وظیفه میکرد، و از ١٣٧١تا ١٣٧٣به عنوان اتشه ی فرهنگی افغانستان به تاجیکستان فرستاده شد. او دوباره از سال ١٣٨١به این طرف به افغانستان آمد و در سال ١٣٨٣به عنوان رییس موسسه ی افغان فلم مقرر شد.

مرضیه مرتضی لنگرودی ( تهران)
مرضیه مرتضی لنگرودی متخصصی فعال درزمینه مطالعات زنان درایران است. ایشان مدرک دکترای (DEA ) خود را در زمینه جامعه شناسی سیاسی و مطالعات استراتژیک کسب کرده است. وی به عنوان روزنامه نگار برای روزنامه فرانسوی اینترنشنال کوریور( Courrier International) کار کرده است. خانم لنگرودی مدتی به عنوان مشاور درسازمان ملل متحد به فعالیت پرداخته است. وی یکی از بنیان گذاران مادران برای صلح و همچنین عضو کمیته مدیریت جامعه برای حمایت حقوق زندانیان در ایران است. فعالیتهای خانم مرتضی لنگرودی بیشتر حول محور محو هر گونه تبعیض علیه زنان درایران است. وی مقالات متعددی را در رابطه با حقوق زنان درایران به چاپ رسانیده است. مرتضی لنگرودی متعلق به جنبش روشنفکران مذهبی ترقی خواه ایران است.

منیژه بختیاری (کابل)
این نویسنده در افغانستان متولد شده است. وی به همراه اشعار به نامش سالها را در غربت, در پاکستان به همراه پدر نویسنده اش سپری کرده است. وی درجه تحصیلی در رشته ادبیات و روزنامه نگاری دارد و در دانشگاه کابل تدریس می کند. خانم بختیاری آثار زیادی از خود به چاپ رسانیده است و هم اکنون رئیس دپارتمنت اداری وزارت امور خارجه است.

مینا حسینی (کابل)
مینا که در حال ختم تحصیلات خود در لیسه است، یکی از فعال ترین اعضای نسل جوان در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی کابل است. وی در تهران به دنیا آمده است ولی والدین او به عنوان مهاجر درایران زندگی کرده اند. مینا حسینی با فردریک ابرت استیفتونگ همکاری کرده و در کابل به عنوان روزنامه نگار کار کرده است.

نصیر القاس (کاسل)
القاس که در سال ١٣٣٥در کابل زاده شد، در رشته ی کارگردانی فلم درس خواند. او به صفت کارگردان و بازیگر در افغان فلم و تلویزیون ملی افغانستان کار کرده است. القاس در چندین برنامه ی تلویزیونی به عنوان مجری و یا تهیه کننده سهم داشت. پس از یک سو قصد نافرجامی که علیه او صورت گرفت، در سال ١٣٧٥به همراه فامیل اش به آلمان پناهنده شد و از آن به بعد تا حال در شهر کاسل زندگی میکند. او در سال ١٣٨٥ در تولید فلم «زندان» به عنوان یکی از تهیه کننده گان سهم گرفت.

نظیفه زکی زاده (کابل)
این فلمساز در سال ١٣٦٣در افغانستان بدنیا آمد. او به خاطر جنگهای داخلی وطنش را ترک کرده و به مدت ٢٠سال در تهران زنده گی کرد. وی بعد از ختم دوران مکتب در سال ١٣٨٢به افغانستان بازگشت، وزکی زاده به همراه برادرش سید موسی زکی زاده، در مرکز هنری رویان به عنوان دستیار صحنه کار کرده است.
در سال ١٣٨٥او در یک ورکشاپ مستند سازی که از سوی موسسه ی فرانسوی آتلیه وران و به حمایت گویته انستیتوت در کابل برگزار شده بود شرکت کرد. مستند کوتاه «ادامه ی راه» در جریان همین ورکشاپ ساخته شده است.

نوریه حق نگار (کابل)
نوریه حق نگار مدرک اینجینیری خود را از دانشگاه پلی تکنیک کابل اخذ کرده است. وی فعالیتهای سیاسی خود را دراوج جوانی شروع کرده و در زمان حزب دموکراتیک خلق سه سال ازعمر خود را در زندان سپری کرده است. خانم حق نگار رئیس دپارتمنت آموزش و گسترش وزارت امور زنان است. وی هم اکنون معاونت حزب آزادی و کمیته مشارکت سیاسی زنان را برعهده دارد.

وژمه عثمان (نیویورک)
این مستند ساز مستقل درجه ی ماستری خود را در رشته ی مطالعات خاورمیانه از دانشگاه نیویورک بدست آورد. او در برنامه ی «ملینیوم فلم ورکشاپس» و در موسسه ی «کوپر یونین» به صفت تکنیسین، مشاور و هماهنگ کننده ی سینمایی کار کرده است. در سال ١٣٨١ او فلم «زنده به گور: زنان افغان در زمان طالبان» را ساخت و در سال ١٣٧٨فلم «در من ها» را کارگردانی کرد. او هم اکنون مصروف نوشتن رساله ی دکترایش است.



   
Wed 4 Apr 2012 ساعت 2:4 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

ADSL مخفف چيست؟ و چه مزايايي نسبت به Dialup دارد؟

 

ADSL مخفف Asymetric Digital Subscriber Line است و يك تكنولوژي ارتباطي بري برقراري ارتباط سريع با استفاده از خط تلفن است. يكي از مهمترين مزايي ADSL (علاوه بر سرعت) نسبت به Dialup اين است كه از همان خط تلفن بري برقراري ارتباط استفاده مي‌شود ولي تلفن اشغال نمي‌شود و هنگامي كه به اينترنت متصل هستيد مي‌توانيد از خط تلفن بري صحبت كردن هم استفاده كنيد. سرعت انواع ADSL متفاوت است.

اولين نوع آن داري حداكثر سرعت دريافت 8 مگابيت در ثانيه و ارسال 1 مگابيت در ثانيه بود. هم اكنون ADSL 2t (استاندارد جديد ADSL) داري حداكثر سرعت بيشتري است.

يكي از معايت ADSL اين است كه سرعت دريافت شما خيلي به فاصله شما تا مركز ارائه دهنده سرويس كه معمولا مخابرات است بستگي دارد و اگر اين فاصله از 3 كيلومتر بيشتر شود به شدت افت سرعت خواهد داشد (از اين بابت همه دوست دارن خونش ديوار به ديوار مخابرات باشه). اين سرويس در تهران و ديگر شهر ها حدود 9 ماه است كه راه‌اندازي شده و روز به روز دارد مشتري بيشتري جذب مي‌كند. مبلغ پايين‌ترين سرعت آن حدود 10000 تومان در ماه است که البته مبلغ حدود 30000 تا 50000 تومان جهت مودم در ماه اول گرفته می شود.


   
Wed 4 Apr 2012 ساعت 2:2 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

من يه روش ديگه بلدم اما نياز به برنامه نداره

:::روش كار:::

براي شروع كار

1- بايد بريد تو درايو Flash و تو اون قسمت يه پوشه درست مي كنيد و اون پوشه را به اسم زير تغيير مي ديم

autorun.inf

2- بعد اين پوشه را Read-Only و Archive مي كنيم اگه خواستيد مي تونيد Hidden كنيد .

ديگه كار تمام مي شه يعني ويروس autorun نمي گيره .

اينم بگم خودم از اين روش استفاده مي كنم ، تا حالا هم ويروس autorun نگرفته


   
Wed 4 Apr 2012 ساعت 1:59 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
و رفتگی ها برای تصحیح ظاهر سند
شما می تونید از تو رفتگی ها برای تنظیم ساختار سند خودتون و خوانا تر کردن اون استفاده بکنید برای اعمال تو رفتگی ها می تونید به راحتی از دکمه Decrease برای کاهش و Increase برای افزایش میزان تو رفتگی استفاده بکنید .
 

استفاده از لیست های علامت گذاری و شماره گزاری
یک امکان دیگه در Word 2007 امکان استفاده از لیست های علامت گذاری یا شماره گزاری 3 دکمه برای این منظور توی تب Home قسمت Paragraph در نظر گرفته شده دکمه Bullets ، Numbering و Multilevel list .

با کلیک روی دکمه Bullets می تونید از علامت گذاری ها استفاده بکنید و با این کار می تونید عناوین خودتون رو تایپ کنید و برای خارج شدن از حالت علامت گذاری کافیه دو بار پشت سر هم Enter رو فشار بدید دو گزینه دیگه هم به این شکل عمل می کنند از فلش سمت راست گزینه های اشاره شده می تونید علامت های مورد نظرتون رو انتخاب کنید .

اضافه کردن صفحات خالی جدید
در این قسمت می خوام تنظیم ظاهر سند رو براتون توضیح بدم برای مهمترین تب که از اون می تونید برای این منظور استفاده بکنید تب Insert

از این تب می تونید برای اضافه کردن Object های مختلف به سندتون استفاده بکنید اولین گزینه ، گزینه های مربوط به اضافه کرده صفحات جدید شما برای این منظور می تونید از گزینه های Blank Page ( صفحه خالی ) یا Page Break ( شکستن یک صفحه ) استفاده بکنید به راحتی می تونید به کمک گزینه های Bland Page صفحه خالی یا Page Break یک صفحه خالی جدید رو ایجاد بکنید .
 

 

اضافه کردن جدول ها و کار با آنها
موضوع دیگه اضافه کردن جدول ها و کار با جدول هاست به راحتی از تب Insert قسمت Table می تونید برای اضافه کردن جدول ها استفاده بکنید .

 


به راحتی می تونید با حرکت دادن موس در این قسمت اندازه جدول مورد نظرتون رو تا ماکزیمم 10 در 8 خانه تنظیم بکنید .


راه دیگه ترسیم جدول ها استفاده از ابزار Insert Table شما می تونید هم از ابزار Insert Table هم Draw Table برای رسم جدول ها استفاده بکنید .

اگر بر روی Insert Table کلیک کنید کادر مربوطه نمایش داده می شه می تونید تعداد ستون ها و سطر ها رو وارد بکنید .
از Draw Table هم به راحتی می تونید برای رسم جدول هاتون کمک بگیرید که برای این کار باید از موس کمک بگیرید .
از ابزار Quick Table هم می تونید برای رسم جدول ها با سرعت بیشتری بهره بگیرید .

بعد از رسم جدول ها می تونید از ابزار های اضافه شده توی بخش Table Tools استفاده بکنید .

 


ابزار Design برای طراحی جدول و Lay Out برای تنظیم ظاهر جدول در نظر گرفته شده .
تب Design :

 


از گزینه Table Style می تونید Style یا سبک جدول خودتون رو به دلخواه تغییر بدید .




در قسمت Table Style Option می تونید تنظیم بکنید که این Style ها چه جزئی از جدول شما رو تحت تاثیر قرار بده .

Header Row : ستون اول یا ستون اصلی
Total Row : تمامی ستون ها
Banded Row : ستون به صورت یکی در میون
First Column : ستون اول
Last Column : ستون آخر
Banded Column : ستون ها به صورت یکی در میون
به راحتی می تونید سایه یا Background جدولتون هم تغییر بدید با استفاه از کزینه Shading
همچنین می تونید Border هر ردیف از ستون های جدول رو به کمک گزینه های Shading و Border تنظیم بکنید .

به راحتی می تونید اندازه خطوط Line Style
نوع خطوط Line Weight
رنگ خطوط Pen Color
از ابزار Draw Table برای رسم ستون ها و سطر های جدید .
ابزار Eraser Table هم برای حذف ستون ها و سطر ها استفاده کنید .


تب Layout :

 


از گزینه Select می تونید برای انتخاب :


Select Cell : سلول
Select Column : ستون
Select Row : سطر
Select Table: کل یک جدول
بهره ببرید .
از ابزار Delete می تونید برای حذف کردن :

Delete Cell : سلول
Delete Column : ستون
Select Row : سطر
Select Table : کل یک جدول
بهره ببرید .

از ابزار های Insert می تونید برای اضافه کردن سطر ها و ستون ها قبل از سطرو ستون جاری بهره برداری بکنید .

از ابزار هایCell Marge می تونید برای اتصال چندین سلول یا Split Cell برای شکستن یک سلول به چندین قسمت استفاده بکنید .

از ابزار های Cell size برای تنظیم اندازه تک تک سلول ها بهره بگیرید .

از قسمت Alignment می تونید برای تنظیم جهت قرار گرفتن نوشته های برای هر کدوم از خونه های جدول استفاده بکنید .

می تونید نوشته ها رو :
در سمت چپ بالا
در سمت چپ وسط
در سمت چپ پایین
قرار بدید .
یا تمامی نوشته ها رو :
در مرکز بالا
در مرکز مرکز
درمرکز پایین قرار بدید .
و یا
در سمت راست بالا
در سمت راست وسط
در سمت راست پایین
قرار بدید .
جهت نوشته ها رو هم می تونید به کمک گزینه Text Direction مشخص بکنید .

حتی می تونید جداول خودتون رو بر حسب حروف الفبا مرتب کنید
و یا
فرمول های خاصی رو روی جدول ها و سلول های جدول اعمال بکنید .

 

اضافه کردن تصاویر و تنظیم آنها
برای اضافه کردن تصاویر هم میتونید از امکان Picture و Clip Art بهره بگیرید .
از گزینه Picture می تونید از تصاویر موجود روی هار دیسکتون استفاده کنید کافیه تصویر مرود نظرتون رو انتخاب کتید و روی گزینه Ok کلیک کنید .

البته بعد از اضافه کردن تصویر می تونید از ابزار های Picture برای قالب بندی تصویر خودتون استفاده کنید .


می تونید :
میزان نور تصویر

میزان شفافیت تصویر

و یا عملیات Recolor رو تصویر خودتون اعمال کنید .

به کمک گزینه Compress Picture می تونید عملیات فشرده سازی رو روی تصویرتون اعمال کنید .

با Change Picture می تونید تصویرتون رو تغییر بدید .

و با کمک گزینه Reset Picture می تونید تصویرتون رو به حالت اولیه برگردونید .


امکان دیگه ای که در اختیار دارید امکان تغییر Style ( قاب ها ی مختلف ) تصویر خودتون .

تغییر شکل عکستون

تغییر رنگ Border تصویر مورد نظرتون

و یا Effect مربوط به تصویرتون رو تغییر بدید .

به کمک بخش Arrange می تونید عملیات مرتب سازی رو روی تصویرتون انجام بدید .

مثلا می تونید موقعیت تصویرتون رو در یک صفحه از سند تغییر بدید .


به کمک گزینه Bring To Front می تونید تصویرتون رو روی بقیه تصویر ها یا به کمک گزینه Send To Back زیر بقیه Object ها قرار بدید .

به کمک گزینه Text Wrapping می تونید جهت قرار گرفت نوشته ها نسبت به تصویر رو مشخص کنید .

به کمک گزینه Align هم می تونید چندین تصویر رو هم زمان با هم انتخاب کنید و اونها رو نسبت به یک دیگه مرتب کنید .

هم چنین می تونید سایز تصویرتون هم تغییر ( کاهش یا افزایش ) بدید .

از گزینه Crop می تونید برای برش دادن قسمت های اضافه عکستون استفاده کنید .

از تب Insert گزینه Clip Art هم میتونید از تصاویر موجود در خود نرم افزار Office بهره ببرید .

 

 

اضافه کردن اشکال مختلف و تنظیمات آن
اما کاری دیگه ای که می تونید انجام بدید کار با انواع اشکال هندسی هست برای این کار می تونید با کمک گزینه Shapes می تونید از انواع اشکال هندسی بهره بگیرید ( برای آشانایی بیشتر باید خودتون با این قسمت کار کنید ) .

بعد از ایجاد یه شکل هندسی :




به راحتی می تونید شکل هندسی رو عوض کنید .

نوشته ای درون شکل هندسی خودتون اضافه کنید .

سبک های شکل هندسی تونو تغییر بدید .

رنگ ، Out Line یا خطوط دوری و شکل هندسیتونو تغییر بدید .

نوع سایه ، جهت و موقعیت سایه و افکت های سه بعدی رو به راحتی می تونید استفاده کنید .

 

 

اضافه کردن Smart Art و تنظیم آنها
اضافه کردن Smart Art:



از Smart Art ها به راحتی می تونید از اونها توی سندهای خودتون برای ارائه :

یک لیست
یک Process
یک Cycle یا ارتباط دایره ای
یک Hierarchy یا سلسله مراتبی
یک ارتباط منطقی
یک ماتریس
یا یک هرم
از اون استفاده کنید
کافیه که نوع Smart Art خودتون رو به راحتی انتخاب کنید و روی دکمه Ok کلیک کنید .

حالا به راحتی می تونید تمامی پارامتر های مربوط به Smart Art خودتون رو تغییر بدید .
از قسمت Text می تونید نوشته هایی رو به Smart Art مورد نظرتون اضافه کنید . ( به راحتیمی تونید با زدن کلید Enter تعداد نوشته ها رو افزایش بدید ( برای اضافه کردن یه ظرفیت مشخصی وجود داره که شما باید به این ظرفیت توجه کنید ) و با زدن دکمه Back Space نوشته رو کاهش بدید ) .

با استفاده از گزینه Promote و Demote در تب Design به راحتی می تونید دو ساختار رو در یکدیگه وارد بکنید .

وقتی یک Smart Art رو انتخاب می کنید دو گزینه در بالای صفحه Word تون اضافه می شه که شامل گزینه های Design و Format می باشد که از این دو گزینه می تونید به راحتی برای تغییر رنگ و سبک و ... استفاده کنید گزینه Design برای طراحی Smart Art و از گزینه Format هم می تونید برای قالب بندی Smart Art ها استفاده کنید . ( باید خودتون با این دوگزینه کار کنید در مثال های قبلی هم راجب به این دو گزینه توضیحاتی داده شده ).

یک توضیح کلی تب Design :
از بخش Layouts می تونید برای عوض کردن Smart Art مورد نظرتون استفاده کنید .

از بخش Smart Art Style می تونید برای تغییر رنگ و Style شکلتون استفاده کنید .


از بخش Reset هم میتونید تغییراتی که روی کارتون انجام دادید از بین ببرید و کارتون رو به حالت اول بر گر دونید .

یک توضیح کلی از تب Format :
از بخش Shape Style می تونید باز می تونید برای تغییر Style کار تون تغییر رنگ تغییر رنگ دور شکل ها و اشکال سه بعدی و از این قبیل کارها استفاده کنید .

از بخش Word Art Style هم می تونید برای تغییر Style نوشتتون تغییر رنگ اون و افکت های مختلف برای نوشتتون استفاده کنید .

همچنین می تونید اندازه عرض و طول Smart Art تتون هم تغییر بدید .

 

 

اضافه کردن نمودار ها و تکمیل آن
امکان دیگه ای که در نرم افزار Word به شما داده می شه امکان اضافه کردن Chart ها یا نمودار هاست .
برای این کار می تونید از تب Insert گزینه Chart رو انتخاب کنید .

در قسمت Chart یا همون نمودار ها شما می تونید انواع نمودار ها رو ملاحضه کنید که شما می تونید نمودار مورد نظرتون رو از این قسمت انتخاب کنید و بر روی دکمه Ok کلیک کنید .

وقتی نموداری رو انتخاب می کنید و روی دکمه Ok کلیک میکنید به صورت خودکار نرم افزار Excel باز می شه و به شما این امکان رو می ده که اطلاعات مربوط به نمودارتون رو تکمیل کنید بعد از اتمام اطلاعات نمودار می تونید نرم افزار Excel رو ببندید و کار های مربوط به نمودارتون رو انجام بدید .

مثلا می تونید نوع نمودار خودتون رو تغییر بدید .




یا اطلاعات مربوط به نمودار رو انتخاب و ویرایش کنید .

همین طور به راحتی می تونید Style مربوط به خطوط نمودارتون رو به راحتی تغییر بدید .

در بخش Layout می تونید ظاهر نمودارتون رو تغییر بدید .

مثلا تصویری رو به عنوان Back Ground نمودارتون انتخاب کنید .

یا
عنوان نمودار



عنوان محورها



حالت Legend ها


و
اطلاعات مربوط به محور های X ، Y

Gridline ها

Plot ها

و تمامی اطلاعات مربوط به نمودارتون خودتون رو کامل بکنید .
در بخش Format هم میتونید کلیه ساختار های مربوط به نمودارتون رو تغییر بدید .

 

اضافه کردن سر برگ ها و پاورقی ها
امکان دیگه که تب Insert به شما می ده امکان اضافه کردن Header ها یا عنوان ها و Footer ها یا پاورقی ها ست .

به راحتی از گزینه Edit Header می تونید برای قرار دادن یک عنوان در تمامی سند هاتون استفاده کنید .

متنی رو که در بخش Header تایپ بکنید روی تمامی سند ها تکرار می شه .
شما می تونید زمان ، Quick Part ، تصاویر و Clip Art ها رو توی Header خودتون قرار بدید .

با استفاده از گزینه Go To Footer به راحتی می تونید به قسمت پاورقی سندتون برید و با زدن گزینه Go To Header دوباره به قسمت عنوان سندتون برگردید .

به کمک گزینه های Section می تونید هر کدوم از Section ها رو به راحتی تغییر بدید .

اندازه Header و Footer رومی تونید توی بخش Position مشخص کنید .

بعد از تکمیل Header و Footer و نوشتن عناوین سند به کمک گزینه Close Header And Footer می تونید به صفحه اصلی سندتون برگردید .

توی Header و Footer ها می تونید از Page Number ها هم استفاده بکنید .

 

 

اضافه کردن Text Box ها
یک امکان بسیار جالب دیگه امکان استفاده از Text Box هست .

شما به راحتی به کمک گزینه Text Box می تونید نوشته هایی رو در هر گوشه از سندتون اضافه کنید و بعد به کمک ابزار های مربوط به Text Box می تونید کلیه مشخصات مربوط به نوشته خودتون رو مثل :


موقعیت اون

حالت های سه بعدی

سایه ها

Style های نوشتتون رو تغییر بدید .

 

اضافه کردن Word Art ها
ممکنه دوست داشته عناوین خودتون رو به شکل های زیبایی به سندتون اضافه کنید برای این منظور می تونید از Word Art استفاده کنید از لیست Word Art ، Style مورد نظرتون رو انتخاب می کنید و عنوان خودتون رو تایپ می کنید و روی دکمه Ok کلیک میکنید تا متنی رو که نوشتید به سندتون اضافه بشه حالا می تونید کلیه پارامتر های مربوط به Word Art مثل Spacing یا فاصله بین نقاط سبک Word Art رنگ و سایه اون و حالت های سه بعدی رو تغییر بدید .


 

 

 

کردن معادلات و سمبل های مختلف
وقتی شما قصد تایپ متون علمی رو داشته باشید مسلما در این متون با سمبل ها و معادلاتی برخورد می کنید برای اضافه کردن این سمبل ها یا معادلات می تونید از تب Insert بخش Symbols استفاده کنید .

به کمک گزینه symbol به راحتی می تونید انواع سمبل ها رو مشاهده کنید و سمبل مورد نظرتون رو انتخاب و به متنتون اضافه کنید .
برای انتخاب انواع معادلات هم می تونید از گزینه Equation بخش Insert New Equation کمک بگیرید .



وقتی دارید یک معادله رو واردمی کنید می تونید معادلتون رو به صورت Inline یا Normal Text وارد بکنید و یا می تونید اون رو به صورت Professional قرار بدید .


در این قسمت انواع سمبل ها و معادلات وجود دارد که شما می تونید با توجه به سمبل و معادله مورد نظرتون اونها رو انتخاب کنید .


   
Wed 4 Apr 2012 ساعت 1:53 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

Indexing Service چيست ؟؟؟

ويندوز XP از همه فايلها در هارد ديسك ليستي تهيه مي كند تا زمانيكه در هارد ديسك بدنبال فايلي مي گردد يا اصطلاحاً search مي كنيد اين عمل سريعتر انجام شود، اما اين عمل باعث كند شدن اعمال معمول در ويندوز مانند باز كردن و بستن يك پنجره مي شود. اگر شما خيلي در هارد ديسك search نمي كنيد با غير فعال كردن indexing سرعت كار با ويندوز بالا مي رود براي اين منظور اعمال زير را انجام دهيد.

وارد كنترل پانل و سپس Administrative Tools شويد سپس services را انتخاب كنيد و Indexing services را غير فعال كنيد. كار تمام است.


   
Wed 4 Apr 2012 ساعت 1:43 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
کانون توسعه و تعاون افغانستان

اسم کانون توسعه و تعاون افغانستان پس از بررسي فعاليتهای چند ساله ای آن در کنگره سالانه اش به کانون فرهنگي-اجتماعي افغانيها در فنلند تغيير کرد.

کانون فرهنگي-اجتماعي افغانيها در فنلند يک تشکل فعال، مستقل و دموکراتيک است که در امور فرهنگي و اجتماعي فعاليت دارد.

فعاليتهای کانون بيشتر متمرکز است در فنلند و همچنين از طريق اين وبسايتش با ساير هموطنان عزيز در افغانستان و ديگر کشورها در ارتباط است.

کانون علامند همکاری در ساحه فعاليتهايش با ساير موسسات فرهنگي و اجتماعي مي باشد.

کانون برای توسعه فرهنگي و رفاه اجتماعي افغانها، سلامتي و تعليم و تربيت کودکان و جوانان مساعي به خرج داده و با ادارات و موسسات مختلف همکاری مي کند. کانون در راه دفاع از حقوق بشر و مبارزه با نژاد پرستي فعاليت نموده و با موسسات حقوق بشر و ضد نژاد پرستي همکاری دارد.

دامنه فعاليتهای فرهنگي کانون وسيع مي باشد. بعضي از فعاليتهای کانون مختصرا بقرار ذيل مي باشند
فيلم، موسيقي، تاتر، ورزش، ايجاد کورسهای آموزشي در رشته های کامپيوتر، زبان، فعاليت در امر وفق يابي مهاجرين، کمک و رهنمايي مهاجران افغان در زندگي روز مره، فعاليتهای نشراتي، ايجاد سمينارها، جشنواره های فرهنگي، اطلاع رساني، ايجاد نمايشگاه ها، فعاليت در امور حقوق بشر، ايجاد پروژه های انکشافي

اعضای کانون
اعضای کانون را اشخاص تحصيل کرده که اغلب در امور فرهنگي و اجتماعي تجربه دارند تشکيل مي دهند که در ميان شان نويسندگان، شاعران، محققان، دانشجويان، خبرنگاران، حقوق دانان، کارشناسان، هنرمندان و ورزشکاران، فيلم سازان و عکاسان مي باشند

شرايط عضويت در کانون آسان بوده و هر شخصي که اساسنامه و آئين نامه ی آنرا بپذيرد مي تواند عضو آن شود. عضو دارای سن بالای 18 از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن برخوردار مي باشد


هيئت رهبری کانون
شورای اجرایي کانون بالاترين مرجع تصميم گيرنده در کانون مي باشد که وظايف برنامه ريزی و اجرای تمام کارهای مربوط به کانون را در چارچوب اساسنامه ی کانون، بنا بر نيازمنديهای اساسي جامعه برعهده دارد و اعضای شورای اجرایي کانون هر ساله در جلسه ی عمومي اعضای کانون به مدت یکسال انتخاب مي شوند

بودجه کانون
بودجه کانون از طريق جمع آوری حق عضويتها، کمکها و هدايای مردمي، طرحهای عايداتی، ايجاد پروژه ها، کار داوطلبانه اعضا و هوادارنش ، فروش توليدات کانون مانند نشريه، فيلم، صنايع دستي، سازماندهي محافل و جشنواره های فرهنگي و ورزشي، تآمين مي شود

بخشهای کانون
:کانون دارای بخشهای ذیل می باشد
کمیته مالی
کمیته روابط عمومي
کمیته فرهنگی
کميته خدمات اجتماعي
کميته تحقيق و برنامه ريزی
کمیته زنان
کمیته حقوق بشر
کمیته محیط زیست
کمیته صحي
کمیته باز سازی
کمیته مهاجرین

ارتباط با کانون
Tel. 00858-44-322 3553
E-mail: adco12@yahoo.com

   
Wed 4 Apr 2012 ساعت 1:40 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
قابل توجه فیلم سازان جوان افغانستان
26.10.2005 01:02

قابل توجه فیلم سازان جوان افغانستان
انجمن فیلم افغانستان درنظر دارد تا درجهت حمایت از فیلم سازان جوان خدمات را درزمینه بازرگانی فیلم های کوتاه مستند وداستانی وارسال فیلم ها به فستیوال های بین المللی ارائه دهد.

بنا به گزارش روابط عمومی انجمن فیلم دراین زمینه ابتدا فیلم هااز نظر کیفیت ارزیابی شده ودرصورت که دارای شرایط بازرگانی باشد با صاحب اثر توافق خواهد شد تا فیلم مورد نظر در مارکیت ها وفیستوال های بین المللی فیلم ارسال شود.

کلیه فیلم سازان می توانند درابتدا خلاصه ازقصه فیلم ،زندگی نامه کارگردان به همراه یگ قطعه عکس از پشت صحنه فیلم را به ایمیل انجمن ارسال نموده ویا اینکه یک کپی وی اچ اس VHS,CD.DVD

را به همراه شرایط ذکر شده به آدرس انجمن فیلم افغانستان درفینلند ارسال نمایند.

Email: afghanfilm_fi@yahoo.com

Adress: Afganistaniin elokuva yhdistys r.y)

Haperontie 6-8 D40

40640 Jyv�skyl� Finland.

قابل ذکر است که انجمن فیلم افغانستان در سال ۲۰۰۴- ۲۰۰۵ باانتخاب چهار فیلم از افغانستان درمارکیت فیلم های مستند یونان، وچندین فیستیوال از جمله فستیوال فیلم های مستند جاپان(ِیاگماتا) وفستیوال فیلم کوتاه هامبورگ آلمان و فیلم کوتاه فیلمسازان مستقل اتریش حضورداشته است



:: موضوعات مرتبط: سینما
   
Wed 4 Apr 2012 ساعت 1:37 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
فستیوال فیلم های کوتاه و مستند افغانی در کابل آغاز می شود

برگزار کنندگان چهارمین فستیوال فلم های کوتاه و مستند افغانی می گویندT در این دور نیز تلاش می شود تا سینما گران جوان افغان در کنار فلم سازان با سابقه به تماشای آثار یک دیگر بپردازند.

انجنییر لطیف رییس افغان فلم به روز چهار شنبه که در مورد راه اندازی این فستیوال در کابل معلومات می داد به رادیو آزادی گفت از میان 90 فلم افغانی و 50 فلم خارجی که دریافت کرده اند، بیست و پنج فلم شامل این فستیوال می شود.

وی افزود
" در این فستیوال ما از 9 کشور به شمول افغانستان نماینده و فلم داریم که چهار کشور آن مربوط کشور های اروپایی است که آلمان، فرانسه، انگلستان و هسپانیه شامل آن می باشد، کشور های همسایه پاکستان، ان، و هم چنان هند هم فلم های را ارسال کرده اند. از جملهء 25 فلم برای 10 فلم جایزه می دهیم."

آقای لطیف علاوه کرد، فلم های شامل در این فستیوال، سر از روز شنبه تا پنجشنبه هفته آینده در سه محل در شهر کابل به تماشا گذاشته می شود.

دور چهارم فستیوال فلم های افغانی هم مانند گذشته به همکاری برخ نهاد ها به شمول مراکز فرهنگی فرانسه و آلمان برگزار می گردد.

خانم ریتا رییس مرکز فرهنگی آلمان یا گویته انستیتیوت به رادیو آزادی گفت که راه اندازی این فستیوال ها به سینما گران افغان فرصت می دهد تا با استفاده از تجارب سایر همکاران افغان خود و فلم سازان کشور های دیگر به اندوخته های شان بی افزایند.

در نتیجهء جنگ های داخلی در افغانستان، سینمای این کشور نیز در امان نمانده و تقریباً تمام هست و بود آن از بین رفته است.
هر چند طی سال های اخیر علاقه مندی جوانان برای رو آوردن به سینما بیشتر شده و فلم های کوتاه و مستند افغانی نیز تولید گردیده و برخی از آن شامل فستیوال های بین المللی هم شده اند. اما آگاهان می گویند در زمنیهء رشد فعالیت های سینمایی در افغانستان توجه اندک صورت گرفته، هنوز هم در این زمینه باید کار های بیشتر انجام داده شود



:: موضوعات مرتبط: اخبار
   
Wed 4 Apr 2012 ساعت 1:31 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
 

 

 

فلم ‏ساز جوان افغان، نماینده قاره کهن در جشنواره فلم «5 در

 

مهدی ظفری، فلم ساز جوان افغان، به عنوان نماینده قاره کهن آسیا در جشنواره فلم «5 sur 5» در کشور بلجیم، جایی که 5 فلم ساز از 5 قاره جهان در آن شرکت کرده اند، عازم این کشور شده است.
به گزارش گروه ادب و هنر راه نجات، همه ساله در ماه های سپتمبر و اکتوبر، جشنواره فلم «5 sur 5» (پنج در پنج) در یکی از شهرهای فرانسوی زبان بلجیم برگزار می گردد که این جشنواره امسال در شهر «لالووییغ La louviere» آغاز به کار کرده است.
مهدی ظفری، جوان با استعداد و یکی از فلم سازان کشور توانسته است در جشنواره امسال «5 در 5» با شایسته گی، به عنوان نماینده آسیا، عازم این جشنواره گردد. نماینده گان پنج قاره جهان در این جشنواره، پس از طی یک دوره کوتاه، اقدام به ساخت فلم هایی مستند از شهرهای بلجیم می کنند و قرار است مهدی در این جشنواره، فلم مستندی از شهر محل برگزاری این مسابقات بسازد و آن را به رقابت با فلم های تهیه شده از سوی نماینده گان چهار قاره دیگر دنیا، بگذارد.
مهدی ظفری در بهار سال روان نیز برای طی یک دوره مستندسازی حرفه ای به مدت دو ماه، به عنوان نماینده آسیا عازم «مکتب ملی سینمای فرانسه La famis» عازم این کشور شده بود.
مهدی ظفری در سال 1362 در ولسوالی قره باغ ولایت غزنی به دنیا آمده است. وی در طفولیت به دلیل حمله قشون سرخ شوروی مجبور به ترک افغانستان و مهاجرت در ایران شده و دوره مکتب را در این کشور به پایان رسانده است. وی که فعالیت های هنری خویش را با مجسمه سازی در ایران آغاز کرده، توانسته در جشنواره صنایع دستی دانش آموزان منتخب این کشور و علی رغم این که یک افغان بوده، مقام اول را به خود اختصاص دهد.
وی پس از سقوط رژیم طالبان در کشور، به افغانستان بازگشته و در دانشکده هنرهای زیبای کابل، ادامه تحصیل داده است.
اما پای مهدی به سینما، پس از شرکت او در یک سمینار در ارتباط با سینما و توسط یما رحیمی، فلم ساز افغانی ـ آمریکایی باز شد. وی بعد از آن در چندین دوره فلم سازی (دو دوره فلم سازی مستند توسط «آتلیه واران» از فرانسه در مرکز گویته انستیتوت و مرکز فرهنگی فرانسه در کابل) شرکت نمود.
در ادامه فعالیت های فلم سازی مهدی که بیشتر در قالب مستند می گنجد، وی در تابستان 1386 در یک دوره سینمایی تحت عنوان «سینما و حقوق بشر» در شهر ونیز کشور ایتالیا در جریان جشنواره فلم «ونیز» شرکت نموده است. پس از آن در زمستان همان سال، مهدی به برنامه ای آموزشی در جریان جشنواره فلم برلین به عنوان نماینده منتخب افغانستان دعوت شد؛ جایی که فلم سازان جوان و منتخب از سراسر جهان به این برنامه دعوت شده بودند.
همچنین مهدی ظفری در آخرین فلم «سمیرا مخملباف» در افغانستان به نام «اسب دوپا» به عنوان دستیار کارگردان، ایفای وظیفه نموده است.
به عقیده مهدی، افغانستان به دلیل نداشتن یک سینمای حرفه ای و بین المللی، نتوانسته تصویر مثبتی از خود در جهان به نمایش بگذارد و تنها تصویری که دیگران از افغانستان به وجود آورده اند، طالبان، مواد مخدر و ناآرامی هایی است که در آن صورت می گیرد و در این بین، فرهنگ، آداب و رسوم و ویژه گی های منحصر به فرد کشور برای دنیا ناشناخته مانده است.
وی تلاش دارد ناشناخته های افغانستان را برای جهانیان، بشناساند.



:: موضوعات مرتبط: اخبار
   
Tue 3 Apr 2012 ساعت 1:12 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
ممنوعیت بحث‌برانگیز ورود افغان‌ها به پارکی در اصفهان

به روز شده:  13:26 گرينويچ - 01 آوريل 2012 - 13 فروردین 1391

  •  

شهر اصفهان در مرکز ایران قرار دارد

مسئولان ستاد سفرهای نوروزی در شهر اصفهان در مرکز ایران ورود شهروندان افغان را به "پارک کوهستانی صفه" ممنوع کرده‌اند.

شهرداری اصفهان به نقل از احمدرضا شفیعی، مسئول کمیته انتظامی ستاد سفرهای نوروزی این شهر گفته است که در روز طبیعت یا سیزده به در، برای به گفته او "ایجاد امنیت و تامین رفاه بازدید کننده ها" از ورود افغان‌ها به پارک صفه جلوگیری می شود.

اعلام این تصمیم بحث ها و واکنش های زیادی در فضای مجازی ایجاد کرده است.

بسیاری از کاربران افغان شبکه های اجتماعی مجازی و گروهی از ایرانیان که این تصمیم را نادرست و "نژادپرستانه" توصیف می کنند، در سایت هایی مانند فیس بوک و بالاترین نظرات خود را منتشر کرده اند.

یک صفحه ویژه به نام "ما همه افغانیم" در فیس بوک ایجاد شده و گروه بزرگی از کاربران با پیوستن به آن مخالفت خود را با چنین تصمیماتی اعلام کرده اند.

گروه دیگری هم یا از این تصمیم دفاع کرده اند و یا آن را ناشی از مشکلاتی دانسته اند که مهاجران در جامعه ایرانی ایجاد کرده اند.

مهرداد درویش پور، جامعه شناس مقیم استکهلم سوئد در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی، تصمیم مذکور را "نژادپرستانه و شرم‌آور" توصیف کرد.

او گفت که ممکن است در جوامع دیگر هم محدودیت هایی علیه مهاجران و پناهندگان اعمال شود، اما این محدودیت ها معمولا در چارچوب قوانین است.

آقای درویش پور گفت: "فکر نمی کنم هیچ گروه پناهنده یا مهاجر دیگری در هیچ جای دنیا با شرایطی مواجه باشند که مهاجران افغان در ایران دارند".

او در عین حال گفت که جامعه ایرانی با اقلیت های درون خودش هم در مواردی با عدم مدارا و تبعیض رفتار می کند، "چه برسد به مهاجران خارجی".

دولت ایران می گوید که گروه بزرگی از پناهندگان افغان را برای سال های طولانی در این کشور پناه داده است، اما اکنون که وضعیت افغانستان باثبات تر شده است، انتظار دارد این پناهندگان به کشور خود باز گردند.

اما منتقدان دولت ایران می گویند که تدابیری که برای تشویق مهاجران افغان به بازگشت به کشورشان در نظر گرفته شده است، حقوق و منزلت انسانی آنها را نقض می کند.



:: موضوعات مرتبط: اخبار
   
Mon 2 Apr 2012 ساعت 12:13 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

چه خبر

 

جشنوارۀ سینمای مستند در راه است

 روز چهارشنبه دوم اسفند­ماه 1385 « مجتمع پژوهشی و نمایشی » مرکز گسترش سینمای مستند­ و تجربی افتتاح شد. این مجتمع شامل یک سالن نمایش فیلم کوچک اما مطلوب و مجهز، کتابخانۀ تخصصی و بانک فیلم است. سالن ظرفیت 77 تماشاگر را دارد، بانک فیلم فعلا" 2000 فیلم مستند دارد و کتابخانه دارای 20000 کتاب در زمینه­های تخصصی سینما و علوم دینی است. در میان مراسم، فیلم مستند زیستن ( ساختۀ محمود کیانی فلاورجانی ) نمایش داده شد و خسرو سینایی، منوچهر طیاب و مهندس جعفری جلوه صحبت کردند.

سینایی گفت : « سینمای مستند سینمای فرهنگی است و فیلم مستند باید در همین سالن­های کوچک، اما به طور مستمر نشان داده شود. این سالن می­تواند الگویی برای ایجاد سالن­های دیگر در شهرهای ایران باشد ».

طیاب در بارۀ انسان فرهنگی صحبت کرد و او را رابط و کانالی دانست که باعث می­شود رابطۀ گدشته و آینده حفظ شود.  او از دور­ه­ای گفت که در اتریش، در جایی که درس سینما می­خواند، مأمور جمع­آوری منابع و تصاویر گمشدۀ دوران تسلط آلمان بر اتریش شده بود. او انسان فرهنگی را انسانی در حال آفرینش دائم خواند که می­­خواهد وقتی می­میرد، کاری برای مردم و فرهنگش کرده باشد.  

مهندس جعفری جلوه  مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را مرکز زبان­آموزی در سینما، هنرورزی و تجربه­اندوزی دانست و اظهار امیدواری کرد که مرکز در راه دستیابی به زبان بومی در سینما حرکت کند. او مکمل این حرکت را تولید و مکمل آن را فضای نمایش خواند و از آن جا به بحث نقد رسید و گفت :« ما نقد تماتیک و مبتنی بر مکتب و حکمت نداریم. نقدهای ما عمدتا" شماتیک و متکی به نقد فرم است و ما  به مکتب عمیق و ریشه­دار نقد احتیاج داریم. ما باید نقد را بیاموزیم و بیاموزانیم و کتابخانۀ تخصصی لازمۀ این کار است.  مکمل همۀ این­ها هم یک جشنوارۀ تخصصی است، نه برای این که باشد؛ برای مرور آنچه داریم و برای روشن کردن حرکت فردایمان ».

معاونت سینمایی وزارت ارشاد برگزاری این جشنواره را در دستور کار مرکز و خود اعلام کرذ و مکمل حرکت جشنواره را بازار فیلم مستند دانست و گفت : « سینما با مخاطب سینماست و آسیب سینمای مستند ما انقطاع رایطۀ آن با مخاطبان است ».

در این مراسم در بارۀ برنامۀ فعالیت نمایش فیلم مرکز نه کسی چیزی گفت، نه کسی چیزی پرسید.

 

خبرنامۀ انجمن مستندسازان

 پیش شمارۀ دورۀ جدید خبرنامۀ داخلی انجمن مستندسازان با نام " آینه " منتشر شد. بخش ها و موضوع های این خبرنامه چنین است : " درحاشیه " که یادداشت های دبیرتحریریه، همایون امامی، است. اخبار هیأت مدیره، اخبار سینمای مستند، زیرذره بین، که نظرات چند فیلم ساز در بارۀ عملکرد مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را دربرمی گیرد. خبر دورۀ جدید فعالیت سایت انجمن ( irandocfilm.org ). گفت وگوبا پژمان لشگری پور معاون فرهنگی و تولید مرکزگسترش. دو گزارش در بارۀ مراحل اجرایی همکاری میان انجمن و نیروی انتظامی و تجلیل از منوچهر طیاب درفرهنگستان هنر. یادداشتی از محمد تهامی نژاد در بارۀ فیلم خانۀ خدا. متنی از یک هنر جوی کارگاه های اموزش انجمن (مهدی باقری ) . "سایۀ عمر "، معرفی منوچهر مشیری فیلم ساز. طرح راه اندازی مجدد آرشیو فیلم انجمن و بالاخره "فلاش بک "،  متنی کوتاه از فرخ غفاری در بارۀ تاریخ سینمای ایران.

    قرار بر این است که " آینه " ابتدای هر ماه منتشر شود. مشکل اصلی خبرنامه ها فراهم کردن امکانات کمی و کیفی برای تداوم فعالیت است که با ثبات وضع و فعالیت انجمن و دانش و تجربۀ همایون امامی این امید هست که " آینه " بپاید و ببالد.  محسن سوهانی، منوچهر طبری و امیر هادی ملک اسماعیلی هیأت تحریریۀ این خبرنامه اند. 

 

اعلام فیلم های برتر هنرجویان کلاس های آموزش مستندسازی انجمن مستندسازان

در شهریور ماه گذشته انجمن مستندسازان با همکاری و حمایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی دوره دوازده روزه ای برگزار کرد که در نوع خود بی نظیر بود. طی دوازده روز دوازده نفر از مستندسازان و صاحب نظران این رشته تجربیات خود را با شرکت کنندگان در کلاس ها از میان تعداد زیادی از متقاضیان انتخاب شده بودند در میان گذاشتند. در پایان این دوره هنرجویان متعهد شدند فیلم مستندی به عنوان پایان نامه دوره بسازند. روز دوشنبه 23 بهمن در جلسه ای که در سالن کوچک و تازه تاسیس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تشکیل شده بود سه فیلم از میان یازده فیلم ارائه شده به عنوان کارهای برتر معرفی شدند: کودکان یاسر (خاطره حناچی)، دیوار بچه ها (حامد خسروی) و مراسم صبحگاهی (هادی آفریده). کارگردان های این سه فیلم، فیلم بعدی خود را به تهیه کننده گی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی خواهند ساخت. انتخاب این فیلم ها از توسط هیئتی مرکب از محمد تهامی‌نژاد، منوچهر طیاب، منوچهر مشیری، همایون امامی، سودابه مرادیان، حمید احمدی لاری، پیروز کلانتری، رضا نریمی‌زاده و فرید فرخنده کیش انجام شده بود.

از آنجا که انتخاب فیلم ها توسط همه استادهای دوره انجام نشده بود و از طرف دیگر هنرجویان مایل بودند فیلم های یکدیگر را نیز ببینند و نظرهای دیگران را بشنوند، قرار شد نسخه همه فیلم ها در اختیار استادان و هنرجویان قرار داده شود و در تاریخ 16 اسفند در جلسه ای درباره همه آنها بحث و گفت و گو شود.

 

بهترین ها رشته مستند بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر

در پایان بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر فیلم های زیر به عنوان برترین ها رشته مستند معرفی شدند:

سيمرغ بلورين ويژه هيات داوران به محمدرضا اصلاني براي فيلم خاطرات يک هفتاد و پنج ساله

سيمرغ بلورين بهترين پژوهش به پيروز کلانتري براي فيلم تهران چند درجه ريشتر

سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني به مسعود بخشي براي فيلم تهران انار ندارد

دبپلم افتخار بهترين کارگرداني به مهرداد اسکويي براي فيلم روزهاي بي‌تقويم

سيمرغ بلورين بهترين فيلم مستند به وحيد موسائيان براي فيلم سرزمين گمشده

ديپلم افتخار ويژه‌ي هيات داوران به محمود کياني فلاورجاني براي فيلم زيستن

 

نحوه انتخاب و داوری بخش مستند امسال، بخصوص شکل افزودن بخش فیلم های مستند بلند و انتخاب فیلم برتر تنها ازمیان فیلم های بلند، با اعتراضاتی از سوی مستندسازان روبه رو شد. تعدادی از مستندسازانی که در بخش مسابقه فیلم داشتند طی بیانیه ای اعتراض خود را اعلام کردند. بیانیه را می توانید در اینجا بخوانید.

 

فیلم های مستند انقلاب در شبکۀ 4 تلویزیون

تهیه کنندگان فیلم ها و برنامه های مستند تلویزیون انگار علاقه ای به خبررسانی در بارۀ کارشان ندارند. یا خستۀ به سرانجام رساندن برنامه شان هستند ، یا ترجیح می دهند کارشان دهان به دهان خبر داده شود؛ که قطعاً راه و روش موثری نیست. مجموعۀ مستند " بیست شب " در حال پخش شدن از شبکۀ 4 سیما است ( پنج شنبه ها ساعت 21 و تکرار آن جمعه ها ساعت 18 ) ، اما از برنامۀ پخش  آن در مطبوعات ، که منبع اطلاع یابی بسیاری از علاقه مندان سینمای مستند است ، خبری نیست .بی آنکه جایی خبری خوانده باشیم ،  حدس می زدیم محمد رضا دزفولی ، که سال گذشته فیلم  تپش تاریخ  را برای اولین بار در برنامۀ مستند 4 سالگرد انقلاب پخش کرد ، امسال هم کار تازه ای داشته باشد. تماس گرفتیم و به هدف زدیم .

او در صدد است که دو فیلم  لیلة القدر ( محمد علی نجفی )  و بچه های ژاله ( حسن تهرانی ) را برای اولین بار و فیلم جستجوی امیر نادری را پس از سال ها ، در روز های آتی در شبکۀ 4 به نمایش در آورد. کار تازۀ دیگر او نمایش گزارش خبری  مربوط به روز 13 آبان 1357 است که در زمان پخش آن در آن سال انعکاس زیادی داشت . فیلم های تپش تاریخ ، آداب بهاری ( اصغر آگه بنایی )  و بخشی از فیلم به سوی آزادی ( مسعود جعفری جوزانی )  نیزقرار است  در شب های آینده به نمایش در آید .ساعت پخش این فیلم ها 19 هر شب خواهد بود . دزفولی در همین فضا تهیه کنندۀ یک مجموعۀ سه فیلمی با عنوان " یکی مثل همه "  با کارگردانی لقمان خالدی است . فیلم اول منظر مربوط به میدان انقلاب ، فیلم دوم ناظر در بارۀ محمود بهادری فیلم بردار روزهای انقلاب و فیلم سوم منتظر در بارۀ خانوادۀ شهید رجبی است ، که رد او از عکس های روز های انقلاب گرفته شده است . دزفولی امیدوار است این سه فیلم هم در دهۀ انقلاب پخش شود.

 

نمایش فیلم‌های برگزیده جشن خانه سینما توسط انجمن مستندسازان (26 تا 29 دی 1385)

فیلم‌های مستند برگزیده جشن خانه سینما باضافه چند فیلم از مستندسازان بنام ایرانی، از 26 تا 29 دی در خانه سینما به نمایش گذاشته شد. چهار روز، روزی دو سئانس و در پایان هر سئانس برنامه جلسه گفت‌وگویی با حضور یک منتقد و فیلمسازان حاضر در جلسه.

هیئت انتخاب انجمن مستندسازان مرکب از مهوش شیخ‌الاسلامی، مجتبی میرتهماسب و ناصر صفاریان فهرست مقدماتی فیلم‌های شرکت‌کننده در جشن خانه سینما شامل 16 فیلم را چند ماه پیش به این شرح اعلام کردند:

ام. دی. ام. ای (کیوان علیمحمدی و امید بنکدار)، پیوند (جمشید مجددی)، تبریز، تصاویر دنیای فراموش شده (محمد احسانی)، جیرفت، تمدن گمشده (پژمان مظاهری پور)، دانه سرگردان تنها (آرش رئیسیان)، دست سیاه، نان سفید (جواد مزدآبادی)، رئیس جمهور میرقنبر (محمد شیروانی)، قانا (محمدرضا عباسیان)، کاش گفته بودند نه! (رضا فتاح)، گاهی اتفاق می افتد (زهرا عطاری)، ماریا (آبس برهان)، مالا (کورش فرزانگان)، مدار صفر درجه (محمود رحمانی)، ملک یزدان (هرمز امامی)، من علی اهل بشاگرد (علی عالی) و وارونگی( روبرت صافاریان).

3 فیلم از این فهرست ــ ام دی ام ای (امید بنکدار و کیوان علیمحمدی)، مالا (کورش فرزانگان) و وارونگی (روبرت صافاریان) ــ که تهیه‌کننده آنها گروه مستند شبکه چهار سیما بود به دلیل عدم موافقت تهیه‌کننده با نمایش آنها، از برنامه حذف شدند. سه فیلم که در گزیده‌های هیئت انتخاب رده‌های بعدی را داشتند ــ به روایت شمر (ابوالفضل توکلی و سعیده ملامهدی)، رد پای باد (امین قدمی) و گیسوی آشفته من (ماجد نیسی) ــ به این فهرست افزوده شده بودند. فیلم‌های دیگری که در کنار اینها به نمایش در آمدند از این قرار بودند:

آخرین دیدار با ایران دفتری (رخشان بنی اعتماد)، تمرین آخر (ناصر تقوایی)، تنهایی اول (کامران شیردل)، روزی روزگاری مراکش (سیف‌الله صمدیان)، جاده‌ها (عباس کیارستمی) و مادّه 61 (مهوش شیخ‌الاسلامی).

دبیر برگزاری برنامه ناصر صفاریان بود.

جلسات نمایش و بحث و گفت‌وگو بخصوص در دو روز آخر (روزهای پنج‌شنبه و جمعه) بسیار گرم و مفید بود. در مجموع کار انجمن مستندسازان برنامه مفیدی بود برای معرفی محصولات یک سال سینمای مستند ایران. امیدواریم منتقدان حاضر در جلسات درباره یکایک این فیلم‌ها بنویسند.

 

  گزارش کامران شیردل از ویتوریو دسه تا

 ده فیلم  مستند ویتوریو دسه تا فیلم ساز نئورئالیست ایتالیا، روز دوشنبه دوم بهمن با شرکت و گزارش کامران شیردل از سینمای این فیلم ساز درخانۀ هنرمندان به نمایش در آمد. برگزارکنندۀ این برنامه کانون ایرانیان دانش آموخته در ایتا لیا بود که 35 سال از شکل گیری آن می گذرد و شیردل عضو آن است. او مستند های کوتاه دسه تا را به لحاظ ایجاز به کلام سعدی تشبیه کرد و از بی گفتار بودن فیلم ها، اهمیت اصوات و آوازهای زنده و ضبط شده در محل، قادر متعال بودن فیلم ساز در پشت دوربین، شاعرانگی نگاه او و ویژگی تدوین این مستندها گفت.

 این فیلم ها بین سال های 1954 تا 1959 ساخته شده اند وبه لحاظ ترکیب غریب شور و مشقت کار جمعی در آنها و تصاویر پر قدرتشان از طبیعت دریا و سواحل سیسیل در یاد می مانند. عنوان فیلم ها بیان گر موضوع آن هاست : فصل شمشیر ماهی، جزایر آتش، معدن گوگرد، عید پاک در سیسیل، دهقان های دریا، قایق های ماهیگیری، چوپان های اورگوزولو، یک روز در بارباجا. فیلم داستانی شاخص او راهزنان اورگوزولو محصول سال 1961 است که کایه دو سینما آن را تنها کشف مهم سینمایی در جشنوارۀ ونیز آن سال خواند.

 در اولین نشست این برنامه ، فیلم رم، شهر بی دفاع روسلینی نما یش داده شد و فیلم نشست بعدی ( در اواخر بهمن ماه ) از ساخته‌های ویتوریو دسیکا  خواهد بود.

 

احمد میراحسان مستندهای  پیامبر دیگر  و  ورود ممنوع  را می‌سازد

احمد میراحسان در یکی دو سال اخیر جدی‌تر به کار مستندسازی روی آورده است. در باره فعالیت‌هایش در این زمینه از او پرسیدیم. جواب او این بود:

 فعلاً سرگرم گرفتن آخرین صحنه‌های فیلم مستند پیامبر دیگر هستم. مدّتی که به دو-سه ماه رسید برای گرفتن یک کرین از فارابی معطل شدم. کرین مدام سر صحنه فیلم مسعود کیمیایی ــ رئیس ــ و دیگر فیلم‌ها بود و بعد هم گفتند تا آن ور سال نوبت گرفته‌اند. از آنجا که این سکانس اهمیت ساختاری برای فیلم داشت منتظر ماندم، ولی بالاخره دیدم زمان کاملاً ازدست رفته است.

فیلم مقایسه‌ای است بین راه‌های گوناگون حضور پدیده‌ای شمائل‌ناپذیر در هنرمندان تصویری. آیا واقعاً ما قادریم نقشی و تصویری از پیامبر (ص) را در سینما به نمایش بگذاریم. چگونه معصومیت و روح انسانی که نماد کمال است می‌تواند از خلال جسمی دیگر ــ جسم یک بازیگر ــ بازتاب یابد. برای همین فیلم متوسل به حضور مردم و پیامبر در دل‌شان می‌شود. امّا مردم در این فیلم انفاقاً همه با موسیقی از پیامبر حرف می‌زنند و ...

فیلم دیگری در دست دارم به نام ورود ممنوع: داستان واقعی دو جوان امروزی که در شهرشان ــ لاهیجان ــ کنسرت خانم غانم برگزار می‌شود. یکی از این دو که به شدّت از صدای این خواننده خوشش می‌آید می‌خواهد به هر قیمت در این کنسرت زنانه شرکت کند، امّا آنها لو می‌روند و کار به دادگاه و زندان می‌کشد. فیلم به بهانه گفت‌وگو از این ماجرا می‌کوشدبه وجوه واقعی دیگری از شخصیت‌شان دست یابد. نوعی آبسوردیتی و هجو در سراسر فیلم وجود دارد که دوست دارم در بیاید. تدوین اولیه این فیلم برخورد به کار مشترک من و روبرت ــ مستندی درباره مسعود کیمیایی. به این دلیل و به هزار و یک دلیل دیگر کار کش آمده است، امّا دیگر می‌خواهم تمامش کنم.

 

مستندساز، تازه چه خبر؟

دوست مستندساز، چه کار تازه ای در دست داری؟ فیلم جدیدت در چه مرحله ای است؟ در حال مذاکره برای عقد قرارداد تازه ای هستی یا داری تدوین و صداگذاری می کنی؟ ما را بی خبر نگذار!

این بار:



:: موضوعات مرتبط: اخبار
   
Mon 2 Apr 2012 ساعت 12:9 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

 

اعلام فهرست مقدماتی رشته مستند بلند جوایز اسکار

فراوانی موضوع عراق و فیلمسازان زن   

گرک کیلدِی (هالیوود ریپورتر)

جنگ عراق پرشمارترین در میان موضوعات 15 فیلمی است که نام آنها برای مقوله مستند بلند هفتادونهمین دوره جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا اعلام شده است. این فهرست شامل فیلم‌هایی است چون The Ground Truth (ساخته پاتریسیا فولکرود) که شامل گواهی تعدادی از سربازان آمریکایی در عراق از میدان‌های جنگ است، عراقِ پاره پاره Iraq in Fragments (ساخته جیمز لانگلی) که در آن عراقی‌ها از شرایط زندگی خود در ایام جنگ سخن می‌گویند، کشورم، کشورم My Country, My Country (ساخته لورا پواتراس) که داستان مبارزه انتخاباتی پزشکی سنی مذهب را در انتخابات سال 2005 باز می‌گوید و نوارهای جنگ The War Tapes (ساخته دبورا اسکرانتوس) که یگان گارد ملّی را در عملیاتش همراهی می‌کند.

علاوه بر این، تلاطم‌های سیاسی و فرهنگی داخل آمریکا موضوع بسیاری از فیلم‌هایی است که به این مرحله از رقابت‌ها رسیده‌اند: آیا هنوز هم آقای اسمیت می‌تواند به واشنگتن برسد؟ Can Mr. Smith get to Washington Anymore? (ساخته فرانک پوپر) مستندی است درباره معلمی به نام جف اسمیت که در سال 2004 خود را نامزد کرسی ایالات میسوری در سنای آمریکا کرد، اردوی مسیح Jesus Camp (ساخته راشل گرادی) که به زندگی در یک اردوی دانش‌آموزی کلیسای انجیلی‌ها می‌پردازد و خفه شو و آواز بخوان Shut up & Sing (ساخته باربارا کوپل و سیسیلیا پک) که سندی است درباره واکنش‌هایی که پس از انتقادات دیکسی چیکس و ناتالی مینز به رئیس جمهور بوش علیه آنها به عمل آمد.

حقیقت نامطبوع An Inconvenient Truth (ساخته دیویس گاگنهایم) یکی دیگر از فیلم‌های این فهرست محصول شرکت پارامونت کلاسیکس است و با فروش 8/23 میلیون دلار در آمریکا موفق‌ترین فیلم مستند گیشه بعد از فارنهایت 11/9 (2/119 میلیون دلار) و رژه پنگوئن‌ها (4/77 میلیون دلار) در این کشور بوده است. این فیلم سخنرانی و بحث‌های ال گور معاون سابق رئیس جمهور آمریکا درباره گرم شدن کره زمین می‌‌پردازد.

فهرست امسال از حضور پررنگ زنان در عرصه مستندسازی خبر می‌دهد. پانزده فیلم این فهرست کار بیست کارگردان است ــ پنج تا از فیلم‌ها کار مشترک دو کارگردان‌اند ــ و از این بیست کارگردان پانزده تن زن هستند؛ از امی برگ کارگردان فیلم ما را از شر محافظت فرما که فیلمی است درباره یک کشیش کاتولیک که به پیشینه طولانی سوء استفاده از کودکان اعتراف می‌کند تا لوسی واکر که Blinsight او تلاش‌های شش جوان نابینای تبتی را که می‌کوشند به یکی از قله‌های هیمالیا صعود کنند دنبال می‌کند.

دیگر فیلم‌های فهرست عبارتند از: جونزتاون: زندگی و مرگ معبد خلق (ساخته استنلی نلسون) درباره استقرار نافرجام جیم جونز رهبر محبوب یک فرقه مذهبی در گوایاناست، شوهرخواهرها (ساخته فلورنس آییسی و کیم لونگینوتو) درباره نظام قضایی یک شهر کوچک در کامرون و اثر آن روی زندگی زنان، توفان احساسات (ساخته ییل کلوپمَن) درباره خروج اسرائیل از غزه، محاکمه‌های داریل هانت (ساخته ریکی استرن و آن ساندبرگ) درباره پرونده مردی که به اشتباه متهم به قتل و تجاوز و محکوم می‌شود، و مرد غیرمنطقی (ساخته هنریت مانتل و استیو اسکرووان) درباره مبارز دفاع از حقوق مصرف‌کننده رالف نادار.

کمیته نمایش بخش مستند آکادمی این 15 فیلم را از میان همه فیلم‌های واجد شرایط ارسال شده برای جایزه اسکار انتخاب کرد. اعضای شاخه مستند آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا پنج فیلم را به عنوان نامزد این رشته برخواهند گزید. اسامی نامزدهای نهایی روز 23 ژانویه (3 بهمن) اعلام خواهد شد.

ترجمه و تنظیم: ر.ص.

توجه به موضوع فیلم‌های فهرست یادشده نشان دهنده این امر است که تنها فیلم‌هایی که به مسائل سیاسی یا اجتماعی حادّ روز بپردازند می‌توانند نظر عمومی را به خود جلب کنند و جذابیت گیشه داشته باشند. (مترجم)

 



:: موضوعات مرتبط: اخبار
   
Mon 2 Apr 2012 ساعت 12:4 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

 

فیلمنامه نویسی برای سینمای مستند

 شادمهر راستین

 مقدمه

این جزوة آموزشی بر اساس تقسیم بندی انواع سینمای مستندی است که بیل نیکولز آن را ارائه داده است.

همچنین تمام تعاریف و تمایزها با فیلمنامة سینمای داستانی، بر اساس نظریة سه پرده‌ای نمایشنامه‌های دراماتیک و یا روش فیلمنامه‌نویسی کلاسیک که سید فیلد مروج آن است تنظیم و نیز به کاربردی بودن مباحث مطرح شده در سینمای دیجیتال توجه شده است.

تعریف

ظاهرا فیلمنامة سینمای مستند تماما به واژه متکی نیست و بر اساس اسناد تصویری، عکس، فیلم‌های خبری و حتی فیلم‌های داستانی طراحی و آماده‌سازی می‌شود. منظور آنکه، اگر اصلی‌ترین ویژگی فیلمنامة داستانی را در نوشتاری بودن آن بدانیم، صفت ممیزة فیلمنامة مستند، ارائة واقعیت بر اساس سندهای معتبر است. از این‌رو مبنای فیلمنامة کلاسیک، درام بوده و مبنای فیلمنامة مستند، پژوهش واقعی است. اگرچه هردوی آنها به «زندگی» به‌عنوان یک اصل مبنایی معتقد هستند اما هرکدام به نسبتِ برداشتی که از واقعیت‌های زندگی می‌کنند از یکدیگر متمایز می‌شوند. به‌عبارت ساده، سینمای مستند یک سؤال اساسی در مورد پدیده‌ای از زندگی واقعی را مبنای خود قرار می‌دهد و مسیر یافتن پاسخ این سؤال، فیلمنامة مستند است.  در صورتی‌که در سینمای داستانی، هدف، مبنای نگارش بوده و شعار «فیلمنامة داستانی باید از پایان به ابتدا نوشته شود» تأکید بر این نتیجه‌گرایی در هدف دارد چراکه نویسندة فیلمنامة داستانی از پیش جواب سؤال اصلی فیلم را می‌داند و مقدماتی در فیلمنامه طراحی و اجرا می‌کند که بیننده نیز به همان نتیجه برسد. حائز اهمیت است که منظور از نتیجه، جواب دادن مستقیم به سؤال مطرح شده نیست اما فیلمساز داستانی می‌داند در پایان فیلمش تماشاگر چه مسیری طی کرده تا به نتیجه‌ای برسد، حتی اگر نتیجه، بی‌جوابی به آن سؤال اساسیِ فیلم باشد.  در صورتی‌که در سینمای مستند تعیین مسیر، نتیجه و هدف فیلم، از پژوهش شروع و تا پایان تدوین و در مواردی حتی تا پخش و نمایش فیلم ادامه دارد. بر اساس همین شکل‌گیری روندیِ فیلمنامة سینمای مستند است که آن‌را پدیده‌ای انعطاف‌پذیر، پویا و مدام در حال تغییر از مرحلة نوشتاری تا مرحلة تصویری می‌دانند. در صورتی‌که ذات فیلمنامة داستانی با ساختار دراماتیک، با پیش‌فرض ایستایی(Static)، غیر قابل تغییر بودن و نتیجه‌گرایی (Pragmatism) به نگارش درمی‌‌آید و تولید فیلم داستانی اجرای فیلمنامة از پیش نگاشته شده است. نکته‌ این که سینمای دیجیتالی و فیلمنامه‌های مستند که با تفکر دیجیتالی به نگارش در می‌آیند نه تنها محدودیتی در پروسة خلق و نگارش فیلمنامه قائل نیستند بلکه آن‌را ویژگی اصلی سینمای مستند دیجیتالی می‌دانند.

 نتیجه1

در سینمای مستند همواره سؤالی طرح می‌شود که روش‌های پاسخ‌گویی به آن، از فیلمنامه شروع شده و تا نمایش می‌تواند ادامه داشته باشد.

 نتیجه2

فیلمنامة سینمای مستند، روندی (process) ، پویا(Dynamic) و تغییرپذیر(flexible) است.  با این‌حال از هدف اصلی خود یعنی تشویق بیننده در پی‌گیری پژوهش پیرامون سؤال و شاید جوابش، منحرف (distort) نمی‌شود.

 اجزای فیلمنامة مستند

1.        ایده‌پردازی (Idea)

ایده‌پردازی ذات وجودی فیلمنامة سینمای مستند است. تفاوت ایده با خبر(event) در گسترش آن است. خبر اشاره به موضوعی دارد که در مکان و زمان مشخصی در جهان واقع رخ داده است. این خبر می‌تواند مربوط به گذشته باشد، در زمان حال رخ دهد و یا احتمال وقوع آن اعلام شود. در مواردی نیز خبر از گذشته وجود داشته و تا آینده ادامه خواهد داشت. مثلا فیلمنامه‌ای دربارة جنگ ایران و عراق خبری از گذشته، سهمیه‌بندی بنزین خبری مربوط به زمان حال، بحران گرم شدن زمین خبری دربارة آینده و وضعیت مسکن در ایران خبری‌ست که از گذشته شروع شده و احتمالا تا آینده نیز ادامه خواهد داشت. این اخبار با انبوهی از پژوهش و حتی اعلام نقطه‌نظرهای کارشناسی و اسناد بی‌شمارِ ضمیمه، نهایتا به موضوع      (subject)یک فیلمنامه ارتقا می‌یابد، اما هنوز قابلیت ایده شدن برای یک فیلمنامة مستند  ندارد.

سؤال: چه زمانی موضوع ایده‌پردازی می‌شود؟ به‌طور کلی از زمانی‌که اولین جرقه‌ در ذهن فیلمنامه‌نویس زده می‌شود و او را نسبت به سؤالی پیرامون یک خبر حساس می‌کند ، ایده شکل گرفته. اما پردازش نهایی آن در مسیر خلق فیلم ادامه می‌یابد. ایده‌پردازی شامل هدف دادن به پژوهش است  برای رسیدن به مسیری‌ که به جواب سؤال نزدیک شود، و همچنین شامل روش اجرای تصویری نمایش این مسیر است تا آنجاکه فیلمی به‌دست آمده و پخش شود. از این‌رو می‌توان ایده‌پردازی را در مسیرهای مختلف تولید فیلم، جست‌وجو کرد.

1-1                –  ایده‌پردازی در طرح اولیه (Frame):

مخاطب اصلی طرح اولیه بیش از همه تهیه کنندة فیلم است. تهیه‌کننده در اینجا به کسی گفته می‌شود که از سفارش فیلم تا پخش آن به عهدة او بوده و یا در انجام آنها کارشناس و متعهد باشد. به عنوان مثال در مورد خاموش کردن چاه‌های نفتی ایران سفارش یا «خبر»ی به کارگردانی داده می‌شود، کارگردان شخصا یا همراه گروه پژوهش‌گران و فیلمنامه‌نویس‌ها تیمی تشکیل می‌دهند که به طرح اولیه برای تولید این فیلم برسند. مجموعة اطلاعاتی که تهیه‌کننده(در این مرحله سفارش‌دهنده) به گروه نویسندة طرح اولیه از موضوع می‌دهد، مبنای کار قرار گرفته و نقطه شروع مسیر خلق فیلمنامه محسوب می‌‌شود. از این پس طرح اولیه در سه بُعد مختلف گسترش می‌یابد:

الف- پژوهش: دسته‌بندی و جمع آوری اطلاعات با نظر به اینکه در هر مرحله تحلیل‌گر اطلاعات به دو نکته همزمان توجه دارد: اول کیفیت اطلاعات، و دوم اینکه اطلاعات به‌دست آمده در مسیر گسترش طرح اولیه باشد.

ب- پیش‌نویس فیلمنامه(Treatment): اطلاعات به‌دست آمده که به صورت‌های مختلف دسته‌بندی و قابل استفاده شده‌اند باید بر اساس یک مبنای مشترک سامان‌دهی شوند و آن، سؤال فیلمنامه است. از این‌رو می‌توان گفت ما در نگارش فیلمنامة مستند تحقیق می‌کنیم تا به سؤال برسیم و وقتی به سؤال رسیدیم دوباره به تحقیق خود برمی‌گردیم (Feedback) تا بتوانیم مفید یا غیرمفید بودن، در مسیر یا خارج از مسیر بودن، و مهم‌تر از همه مربوط به سؤال فیلم بودنِ آنها را تشخیص دهیم. مجموعة این فرایندِ دوسویه در پیش‌نویس فیلمنامه با فرایندهای اجرایی دیگری تؤام است. گروه تولید در نگارش پیش‌نویس فیلمنامه مشاوره‌هایی دربارة چگونگی تولید و تدارکات فیلمی که قرار است ساخته شود می‌دهد. او وظیفه دارد تمامی استعدادها و محدودیت‌های موضوع را بررسی کرده و روش‌های تولیدِ به‌صرفه اما دلخواه کارگردان و سفارش‌دهنده را پیش‌بینی و ارائه کند. گروه فیلمبرداران و صدابرداران، به اطلاعاتِ رسیده از موضوعِ فیلم توجه داشته، سبک کاری کارگردان را در پیش‌بینی‌های خود لحاظ کرده و با یک سؤال اساسی از کارگردان، روش اجرایی خود را مشخص می‌کنند. سؤال این است؛ موضوع قرار است منطبق بر کدام یک از انواع سینمای مستند ( مثلا تقسیم‌بندی بیل نیکولز)تولید شود؟

ج- شیوة اجرایی: پاسخ به سؤال فوق در واقع مشخص‌کنندة روش اجرای فیلم است که باید از همان زمان تکوین طرح اولیه پیش‌بینی شود. اگر آخرین طبقه‌بندیِ نوعیِ سینمای مستند را مدنظر قرار دهیم، به پنج شکل اجرایی

(تشریحیExpository، مشاهده‌گرObservational، تعاملیInteractive، بازتابیReflective، نمایشیPerformative) می‌رسیم. از این‌رو دست‌یافتن به طرح اولیة اجرایی همان‌قدر اهمیت دارد که رسیدن به شیوة اجرایی و تولید فیلم. مجموعة این سه عنصر(فیلمنامه، کارگردانی، تولید) قبل از شروع فیلمبرداری خود را در پیش‌نویس فیلمنامه نشان می‌دهند. بنابراین تهیه‌کننده می‌تواند بر مبنای این پیش‌نویس، برآورد بودجه انجام داده و امکانات ساخت فیلم را فراهم کند.

2-1- ایده‌پردازی در مرحلة تولید فیلم:

همانطور که قبلا نیز اشاره شد فیلمنامه می‌تواند در مراحل مختلف به شکل نهایی خود برسد و شکل نهایی آن چیزی نیست جز آنکه سؤال فیلم سؤال مخاطب فیلم نیز بشود. بنابراین امکان دارد وقتی گروه سازنده مشغول فیلمبرداری هستند، با موارد پیش‌بینی‌نشده(مثلا تغییر لوکیشن) و اطلاعات جدید(مثلا اظهارات ضد و نقیض یک مصاحبه‌شونده) مواجه شوند و یا حتی موضوع فیلم بنا بر دلایلی تغییر ماهیتی پیدا کند، باز فیلم از ایدة اولیة خود دور نشده و منطبق بر این تغییرات بر مسیر اصلی خود پیش می‌رود. فیلم مستند چه بازگو کنندة حادثه‌ای در گذشته باشد و چه نمایش‌دهندة اتفاقی در پیشِ روی دوربین، در هر دو شکل نیز روند شکل‌گیری فیلمنامه با توجه به گسترش ایدة اولیه امکان‌پذیر است. تا آنجاکه در مستندهایی که بازنماییِ واقعیت می‌کنند و هیچ‌گونه امکان دخل و تصرف در واقعیت از طرف گروه سازنده وجود ندارد ،روند ایده‌پردازی روی میز تدوین به حیات خود ادامه می‌دهد. تا آنجاکه به اعتقاد بسیاری مستندسازان مهم‌ترین بخش ایده‌پردازی در مرحلة تدوین فیلم متجلی می‌شود. با اینحال نباید مانع روند خلاقانة ایده‌پردازی حتی بعد از میکس نهایی و اتمام فیلم شد. چراکه شکل نمایش و پخش فیلم و بسته‌بندی‌های تبلیغاتی که مخاطبان را مشتاق دیدن فیلم می‌کند در مسیر ایده‌پردازی فیلم قرار می‌گیرد. ولی عموما بیشترین خلاقیت ایده‌پردازانة فیلم مستند هنگام تدوین فیلم بروز پیدا می‌کند و شاید آنجاست که فیلمنامة نهایی شکل می‌گیرد.

2- نگارش فیلمنامه (Script)

اگرچه واژ‌ه‌‌ها اصلی‌ترین مواد اولیة تشکیل‌دهندة فیلمنامه اند، با این‌حال نباید از امکاناتی همچون عکس، فیلم‌های آرشیوی، تصاویر مجازی، نوارهای صوتی، انیمیشن و مولتی‌مدیا در رسیدن به فیلمنامة نهایی چشم‌پوشی کرد. امروزه با توجه به امکانات دیجیتالی، هرگونه تغییر در تولید فیلم را می‌توان ثبت، و همزمان با فیلمبرداری به‌عنوان ماده اولیة فیلمنامه مورد استفاده قرار داد؛ به عنوان مثال، در هنگام کار پرسنلی که قرار بوده چاه‌های نفتی را خاموش کنند وقایعی رخ می‌دهد و یا گفتاری بیان می‌شود که خود یکی از اجزای فیلمنامه می‌شود و ازاین‌رو در دیگر اجزای فیلمنامه تأثیر می‌گذارد. امکان ثبت همزمانیِ این عوامل مؤثر، به فیلمساز توانایی می‌دهد تا مدام و بی‌وقفه فیلمنامة نهایی خود را کامل‌تر و منسجم‌تر کند. آنچه باعث می‌شود یک فیلمساز به شیوه‌ای بهتر بتواند سؤال مطرح شده در فیلمش را به بیننده انتقال دهد بهره‌وری او از ابزار دیجیتالی نیست بلکه آگاهی او از تفکر دیجیتالی و قدرت انتخاب فیلمساز در این نگرش مدرن فیلمسازی است. نگرشی که اگر با دانایی (knowledge) و دانش(Science) نسبت به جهان دیجیتالی همراه باشد، رسیدن به سؤال اولیه، پژوهش، ساخت فیلم، تهیه فیلمنامة نهایی و نمایش آن می‌تواند در یک زمان صورت گیرد. به این نوع فیلمنامه‌ها، «روندِ غیرخطیِ موضوع» می‌گوییم. با این‌حال چه فیلمنامة متعارف مستند و چه فیلمنامة مدرن، دربرگیرندة چند عنصر زیر هستند:

1-2- ساختار(Structure):

 همان‌طور که گفته شد ساختار فیلمنامة مستند در روند اجرای خود کامل می‌شود با این‌حال همچون ساختار سینمای کلاسیک دارای سه بخش اساسی است؛ شروع یا طرح سؤال، میان یا بررسی جنبه‌های مختلف سؤال‌و‌جواب‌های احتمالی، پایان یا تداوم سؤال در ذهن مخاطب. با چنین نگرشی، «شروع» به عنوان تز فیلم بوده و آنتی‌تز، خود را در بخش میانی بروز می‌دهد. اما سنتز می‌تواند بعد از نمایش فیلم برای بینندة فیلم ایجاد شود. اگر قصد فیلم رسیدن به سنتز فیلم باشد یا همان جذاب کردن موضوع برای بیننده، به آن ساختار نتیجه‌بخش می‌گوییم و اگر هدف کارگردان فقط طرح سؤال باشد و تأثیرات مختلف طرح این سؤال را در ذهن خود و مخاطب، همزمان جست‌وجو کند به چنین ساختاری ساختار پویا می‌گوییم. ساختار چه نتیجه‌بخش و چه پویا باشد در هر دو مورد ، بخش عمدة فیلم یا چالش‌پذیر آن، بخش میانی یا آنتی‌تزش بوده و ناچارا اطلاعات ارائه شده در این فیلم می‌تواند قطعی، تأییدی، و یا سلبی نباشد و نتیجه‌گیری نهایی از مستندهای ارائه شده در طول فیلم، به بیننده واگذار می‌شود اما فراموش نکنیم ساختار، مدام و به‌طور پنهان بیننده را در مسیر از پیش طراحی‌شدة فیلمساز قرار می‌دهد و شاید به‌طور ناخواسته بیننده را به نتیجة دلخواه کارگردان برساند. اما توصیه شده این موضوع در فیلم به‌طور مشخص بیان نشود بلکه پیرنگی (Plot) برای آن چیده شود که بیننده احساس کند خود به این نتیجه رسیده. در مواردی نیز کارگردان و گروهش به پاسخی قطعی دست نیافته‌اند و پیرنگ چنین تنظیم شده که بیننده نیز نتواند قضاوتی قطعی داشته باشد. اما بعد از مشاهدة فیلم، نسبت به سؤال فیلم و جواب‌های احتمالی‌اش به آگاهی بیشتری دست یافته است. 

 

2-2- پیرنگ:

نقشه‌ای که به ساختار قوام(Arrangement) می‌دهد و بیننده را در مسیر(Plan) از پیش طراحی‌شدة فیلم نگاه ‌می‌دارد همان پیرنگ فیلمنامة مستند بوده و تفاوت عمدة آن با طرح‌وتوطئه یا پیرنگ در سینمای داستانی، در ماهیت ارتباطی‌اش با مخاطب است. پیرنگ سینمای مستند، هدفش جذاب نشان دادن سؤال فیلم و مسیر رسیدن به جواب‌های احتمالی سؤال‌هاست. اما پیرنگ در سینمای داستانی، هدفش جذاب نشان دادن پایان فیلم است و مسیر فیلمنامه «باید» چنان طراحی شود که بیننده چاره‌ای جز رسیدن به نتیجة از پیش تعیین‌شدة  فیلمنامه‌نویس نداشته باشد. از طرفی هر عاملی که باعث شود بیننده ذهنش از تعقیب ماجرای فیلم منحرف شود به‌عنوان ضعف پیرنگ فیلم قلمداد شده و کارگردان سعی می‌کند این ضعف را در فیلمنامه جبران کند و یا با عناصر دیگری مانع از توجه بیننده به آن بشود. در صورتی‌که ذات پیرنگ سینمای مستند تأکید بر مسیر و علاقمند کردن بیننده به پیرامون مسیر، به اندازة خود مسیر است چراکه شاید جواب سؤالی‌که به دنبالش می‌گردد در خود مسیر باشد نه در نقطة پایانی آن. علی‌رغم این، پیرنگ در ساختار سینمایی(چه داستانی  و چه مستند) به‌طور کلی به خواسته‌های مخاطب وابسته بوده و اصلی‌ترین بخش مخاطب‌شناسی در فیلمنامه را به خود اختصاص می‌دهد.

 

3- روایت (Narration)

ساده‌ترین شکل روایت یک فیلم مستند ظاهرا به‌ عهدة کلماتی است که در فیلمنامه نوشته شده و گویندة متن آن را در طول فیلم می‌خواند. شکل معنایی روایت فیلم، شامل چیدمان صحنه‌های فیلم، ترکیب آنها با اسناد و اطلاعاتی که ارائه می‌شود، هماهنگی‌شان با گفت‌وگوها و مصاحبه‌های الحاقی به فیلم، و بیش از همه ارتباط تصویری‌ای که صحنه‌ها با هم در زمان تدوین فیلم به‌دست می‌آورند است.

سؤال: در فیلم مستند چه چیزی برای مخاطب روایت می‌شود؟ اشکال این سؤال در این است که از پیش فرض شده مستند فقط با مخاطب خود روایت دارد و فیلمنامه‌نویس و کارگردان و فیلمبردار و تدوین‌گر و تهیه‌کننده و به‌طور کلی تمامی مجموعة فیلم به ‌عنوان راوی سؤال برای مخاطب پیش‌فرض شده‌اند در صورتی‌که اولین کسی که در برابر سؤال فیلم قرار می‌گیرد خود همین گروه خلاق و سازندة فیلم هستند به عبارت دیگر، فیلم ابتدا خود را برای سازندگانش روایت می‌کند، و گروه مؤلفین در سینمای مستند(تهیه‌کننده، پژوهش‌گر، فیلمنامه‌نویس، کارگردان، فیلمبردار، تدوین‌گر) باید مسیری انتخاب کنند که روایت فیلم را به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به مخاطب بازگو کند. از این رو آنچه روایت فیلم نامیده می‌شود بازخوانی سینمایی و مستندِ سؤالِ فیلم است. و این بازخوانی ارتباط سازمان‌یافته‌ای با زمان وقوع خبر دارد. دقت کنیم وقتی فیلمنامه به مرحلة روایت می‌رسد دوباره به سرمنشأ خود یعنی خبر برمی‌گردد. اگر زمان خبر در گذشته است و شیوة روایت به گونه‌ای انتخاب شده که نشان دهد زمان روایت به گذشته توجه دارد یعنی آنکه حادثه‌ای رخ داده و فیلم همچنان که پیش می‌رود به آگاهی نسبت به وقوع حادثه می‌رسد. این شکل روایت، با وقتی‌که خبر در گذشته رخ داده اما در فیلم طوری انتخاب شده که می‌دانیم در آینده چه می‌شود، تفاوتی ماهیتی یا به عبارتی روایی دارد. به عبارتی این زمان در روایت است که موضع مؤلفین را نسبت به موضوع مشخص می‌کند. هرچه‌قدر همزمانی خبر و روایت به هم نزدیک باشد مخاطب همچون مؤلفین به یک اندازه در برابر سؤال قرار می‌گیرند و هرچه‌قدر فاصلة زمانی مخاطب و مؤلفین زیاد باشد مخاطب پس از اتمام فیلم به دیدگاه مؤلفین می‌رسد و پُر واضح است فیلمی که مخاطبش زودتر از زمان روایت به خبر و مسیر رسیده باشد دیگر روایت آن هیچ جذابیتی ندارد .

شکل روایت در فیلمنامه‌های متأثر از دیدگاه دیجیتالی به شکلی است که عنصر زمان و روند خلاقیت در هم ادغام می‌شود و همچنان که فیلم به مسیر گسترش یافته خود ادامه می‌دهد روایت نیز شکل نهایی خود را در پایان فیلم به‌دست می‌آورد. در هر دو شکل فیلمسازی یعنی فیلم‌های مستندی که هنگام نگارش فیلمنامه به روایت آن رسیده‌اند یا پس از تدوین نهایی نوع روایتش را انتخاب می‌کنند، یک اصل مهم به‌طور مشترک صادق است و آن اینکه، انتقال اطلاعات و اسناد وظیفة اصلی روایت بوده و مخاطب بیش از هرچیزی در مشاهدة فیلم با روایت آن درگیر است. از این‌رو آنچه بیش از همه در ایده‌پردازی فیلم نقش دارد یافتن شکل روایی مناسب یک فیلمنامة مستند است.

 

منابع:

- مقالة بیل نیکولز در کتاب مقدمه‌ای بر مستند تلویزیونی نوشتة ریچارد کیل‌بورن و جان آیزود/ ترجمةمحمد تهامی‌نژاد/انتشارات سروش-1385  

تطبیق واژه‌های انگلیسی با کتاب‌های:

- ساختن فیلم مستند نوشتة باری همپ/ترجمة جمال‌آل‌احمد

- فرهنگ کامل فیلم نوشتة آیرا کینگزبرگ/ترجمة رحیم قاسمیان



:: موضوعات مرتبط: فیلمنامهای شما برای فیلم از ما
   
Sun 1 Apr 2012 ساعت 1:5 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )



برنده بهترین سنسور دوربین دیجیتال در جهان: نیکون D800

nikon-D800-iranakasi

در عکاسی دیجیتال سنسور دوربین یکی از مهمترین نقش ها را در تهیه یک عکس خوب به عهده دارد. و احتمالا می دانید که فقط این مگاپیسکل سنسور نیست که اهمیت دارد و فاکتورهای مختلفی در نتیجه نهایی کار یک سنسور دوربین موثر هستند.
حالا آزمایشگاه DxOMark سنسور بهترین دوربین های عکاسی موجود حال حاضر را بررسی کرده و می گوید در فعلا اگر به دنبال بهترین سنسور دنیا می گردید باید دوربین نیکون D800 را انتخاب کنید.

آشنایی با گزینه های عکسبرداری بر روی دوربین عکاسی

camera-options-iranakasi.com

اکثر دوربین‌های امروزی، چه نگاتیو و چه دیجیتال دارای گزینههای عکس‌بردای هستند که برای موقعیت‌های خاص از پیش برنامه‌ریزی شده‌اند و به عکاسان این امکان را می‌دهند تا با استفاده از این گزینه‌ها عکس‌های بهتری را تهیه کنند.

هر چند این گزینه‌ها در بعضی از دوربین‌ها متنوع‌تر و بیشتر است اما تعدادی از آن‌ها در تمام دوربین‌ها به صورت استاندار و یکسان وجود دارند. با شناخت بیشتر از کارایی این گزینه‌ها نه تنها آگاهی و دانش خود را از عکاسی افزایش می‌دهید بلکه می‌توانید با انتخاب درست و به موقع تصاویر بهتر و هنرمندانه‌تری ثبت کنید

۹ پیشنهاد ویژه خرید دوربین مسافرتی برای نوروز امسال

camera

اگر برای روز‌های نوروزی‌ قصد سفر دارید، احتمالا هنگام جمع کردن وسایل سفر به اولین چیزی که فکر می‌کنید یک دوربین خوب است تا بتوانید تک‌تک خاطرات‌تان را ثبت کنید.

مسافرت بدون همراه داشتن دوربین واقعا یک چیزی کم دارد، مگر می‌شود به جاهای جدید رفت ولی در فکر عکس و فیلم نبود؟

معرفی دوربین EOS 5D Mark III توسط کانن

canon5dmkiii

از مدتی قبل گفته می شد که شرکت کانن در این ماه خبر مهمی برای علاقمندان به عکاسی دارد. این ماه نه تنها تولد ۲۵ سالگی اولین دوربین EOS SLR است، بلکه این شرکت با یک دوربین رویایی دیگر وارد گود رقابت شده است. در این مطلب با آخرین عضو خانواده از دوربین های full-frame آشنا می شوید: EOS 5D Mark III

ادامه نوشته »

Authorنوشته شده توسط مدیر سایتComments ۴ دیدگاه

اسفند
۵
۱۳۹۰

عمومی // معرفی دوربین و متعلقات // 145 کلیک

سنسورهای عظیم الجثه ۴۶ مگاپیکسلی DSLR درون دوربین های کوچک Sigma

sigmadjtjtjtj45454p1m-1328786470

اگر در عکاسی دستی داشته باشید، حتما نام سیگما را به واسطه لنزهای خوب اش شنیده اید، اما این شرکت در ساخت دوربین های دیجیتال با کیفیت هم ید طولایی دارد. و حالا سیگما با ارائه سری جدید مدل DP دوربین های کامپکتش که از تکنولوژی سنسوری همانند دوربین ۳۳۰۰ دلاری SD1 DSLR بهره می برند، حسابی سر و صدا کرده است.



عرضه اولین دوربین دیجیتال اندرویدی جهان توسط پولاروید

front_left_lens_open_220x157

نمایشگاه CES همیشه جای معرفی اولین ها و شگفتی های دنیای دیجیتال بوده است. حالا Polaroid هم با اولین دوربین دیجیتال اندروید وارد این گود شده است. در ادامه به معرفی مشخصات آن خواهیم پرداخت

۱۶ هدیه فوق‌العاده برای همه عکاسان حرفه‌ای و آماتور

miniature-model-camera-b8d2_600.0000001297539199

تا حالا به این فکر کرده اید اگر شما بخواهید به این عزیزان عکاستان هدیه بدهید چه کار می‌کنید؟ اکثر ما توانایی خرید لوازم گرانقیمت عکاسی را نداریم. فقط با فکر کردن به آنها اعصاب خودمان را خرد می‌کنیم.در این مطلب به معرفی هدایایی می پردازیم که افرادی خلاق آنها را با ظرافت و قیمتی مناسب برای ما آماده کرده اند.

جدیدترین غول دنیای عکاسی : مشخصات Nikon D4

2012-05-05-d4501

این دوربینی است که شاید خیلی از حرفه ای ها انتظار آمدن اش را می کشیدند. نیکون سرانجام نیم دهه بعد از معرفی D3 یک جایگزین برای آن معرفی کرد. یک full-frame DSLR که مرزهای نیکون را به جلو رانده است. زمان اش رسیده با نسل جدید نیکون آشنا شوید:

 



:: موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
   
Sun 1 Apr 2012 ساعت 12:56 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )
نشست رئیس سازمان سینمایی با مسئولان مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی - اسفند ۲۰, ۱۳۹۰



:: موضوعات مرتبط: سینما
   
Sun 1 Apr 2012 ساعت 12:50 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )



:: موضوعات مرتبط: اخبار
   
Wed 28 Mar 2012 ساعت 1:32 PM | | نوشته ‌شده به دست اعضا | ( )

نگاهی بساخته های برمک کار گردان افغان فلم




ضيا افضلى: نوشتن درباره سينماى نوپا و جوان افغانستان كارى سخت است. با ديدن يك فيلم از اين سينما نمى شود به سادگى درباره اش حرف زد. در جشنواره سال قبل فجر، فيلم زيبا و دلنشين اسامه، ساخته تحسين برانگيز صديق برمك به نمايش درآمد كه مورد استقبال نيز قرار گرفت. پيش تر در اين صفحه، گفت و گو و نقدهايى راجع به اين فيلم را خوانده ايد. آن چه در ادامه مى آيد، يادداشتى است كه يك نويسنده افغان درباره سينماگر هموطنش نوشته است. نثر افضلى، و نوع به كارگيرى كلمات نيز به گونه اى است كه خود را مجاز به تغيير آن ندانستيم. يك نويسنده افغان، سينما و سينماگران مملكتش را به هرحال، بهتر از ما مى شناسد.


� خميازه اى پس از بيدارى

سينماى افغانستان پس از يك دهه خواب آلودگى، برخاست، خميازه اى به بلنداى جشنواره بين المللى فلم �كان� كشيد و چشم گشود تا خودش را يافت در بلندايى كه مى بايست يك دهه قبل مى بود. يك دهه پيشتر، يا دقيق تر، فقط چند سالى مى شد كه سينماى كمرنگ افغانستان غروب كرده بود. در آغاز دهه هفتاد و زمامدارى مجاهدين نيز سينماى افغانستان دستاوردى نداشت، به جز فلم �عروج� و بعد طالبان، نزولى را ارمغان آوردند كه ساليانى سينماى افغانستان را به خاك و خواب افگند. تصور مى رفت كه شمار كثيرى از سينماگران افغان كه به كشور هاى غربى پناه جسته اند، دست به كار هاى درخورى زنند _ كه نزدند _ و يا نتوانستند بزنند و آن قماشى كه دست به اين كار زدند، �تفى� بر پيكر سينما نمودند و افگندندش ... اما عده اى را بايد استثنا شمرد. همايون كريمپور را با فلم �نيلوفر در باران� و جاويد واصل را به خاطر فلم �رقصنده آتش�. جاويد واصل درگيرودارى به قتل رسيد و فلمش كانديداى دريافت جايزه بين المللى اسكار سال ۲۰۰۲ گرديد.

� نخستين تصور آزادى



دست اندركاران افغانفلم در برگشت و آغاز فعاليت هاى اين اداره در اواخر ۲۰۰۱ ميلادى، دست به يك سلسله كارهاى ارزنده زدند. آنها با ساختن ۸ فلم كوتاه در ظرف كمتر از يكسال و با استفاده از بريده هاى از برخى فلم هاى ديگر، به هميارى موسسه خدماتى آينه، نمايشاتى را با پروجكتور هاى قابل انتقال در نقاط مختلف افغانستان به راه انداختند. هدف اين بود تا با اينكار دوباره به مردم و اهالى روستا ها ذهنيت بخشيده شود كه هنر سينما دوباره احيا گرديده و آنها مى توانند آزادانه فلم تماشا كنند.

در پهلوى افغانفلم، گروهى از دانشجويان افغان كه اكنون دگر فلمسازان ورزيده اى اند به وطن برگشتند و كابل فلم را ايجاد كردند. كابل فلم همانند استوانه زير چانه تنديس افغانفلم قرار گرفت و كاركنان اين نهاد با گرمى زياد به كار آغاز كردند. ديرى نگذشت كه خانواده فلمساز و كارگردان فرصت مدار �محسن مخملباف� به كابل شتافتند تا با استفاده از نوپايى سينماى افغانستان پس از دوره طالبان، به ماجراجويى هاى �سفر قندهار� گونه بپردازند. همان بود كه يك سلسله كار هايى به راه افتاد كه مى توان از فلم �مرد � و �ساعت پنج عصر� سميرا مخملباف نام برد كه به هميارى جوانان كابل فلم به اتمام رسيد، ليكن فقط سميرا مخملباف بود كه در جشنواره هاى فلم حضور يافت و جايزه هاى بزرگى را از آن خود ساخت.

فلمسازان و دست اندركاران افغانفلم كه ديرى از ساحه فلمسازى به دور مانده بودند با يك گذار كوتاه از مرحله آموزشى، دست به كار شدند و چند فلم كوتاه را عرضه نمودند. همايون�پاييز� چهره شناخته شده سينماى افغانستان فلم �قربانى� را ساخت. محمد �حيدرى� كه با داشتن ۲۲ سال از جوان ترين كارگردانان سينماى افغانستان به شمار مى رود، فلم �شبنم� و ميرويس�ركاب� كه قبلاً در برخى فلم هاى افغانفلم به عنوان دستيار فلمبردار و معاون كارگران حضور داشته است، فلم �كابل نندارى� را ساختند. �رازى محبى� كه در فلم �اسامه� نيز دستيار كارگردان بود فلم �گودى� را ساخت و عبدالملك شفيعى فلم مستند �تا انتهاى زمين� را به روى پرده آورد.

اما در اين جمع صديق �برمك� كارگردان جوان و آگاه افغانفلم كه از اوايل تا نيمه هاى دهه هفتاد خورشيدى رياست افغانفلم را به عهده داشت و اينك نيز به همين سمت منصوب است، طرح فلم بلندى را ريخت. فلمى كه � كمان رستم� بود و شد �اسامه� و با اين آغاز صديق �برمك� جشنواره بين المللى �كان- فرانسه� را هدف قرار داد. خوش درخشيد و موفق به اخذ جوايز متعددى چون دپلوم كمره طلايى، جايزه باشگاه فلمسازان جوان جشنواره �كن�، جايزه هيات ژورى و مدال فدريكو فلينى را كه از سوى بخش هنرى موسسه يونسكو سالانه اهدا مى گردد، گرديد. در ضمن فلم �اسامه� پس از پيروزى بزرگش در جشنواره �كن� فرانسه از سوى بيشتر از ده كشور اروپايى غرض نمايش خريدارى گرديد و بدين سان قفل سكوت افغانفلم با اين موفقيت بزرگ شكسته شد. اكنون فلم �اسامه� در جشنواره هاى جهانى مانند Rochell La، جشنواره فلم نيوزيلاند، ملبورن، دهلى جديد، كوپنهاگن، سرايوو، لندن، تورنتو و گولدن گلوب در نيويارك به نمايش درآمده و درخواهد آمد.

� و اما صديق برمك

صديق برمك� در سال ۱۳۴۱ خورشيدى دررخه پنجشير زاده شد. پس از فراغت از ليسه عالى �نادريه� در رشته سينما و فلمسازى در دانشگاه مسكو به تحصيل پرداخت و مدرك لسانس را در سال ۱۳۶۶ خورشيدى از آن مرجع به دست آورد. تا هم اكنون چندين فلمنامه نوشته است و چند فلم كوتاه و بلند ساخته است و در ضمن در شمارى از فلم هاى قابل توجه به عنوان دستيار كارگردان حضور داشته است. از سال ۱۳۷۱ تا سال ۱۳۷۵ رئيس موسسه توليدى افغانفلم بود و از آن پس براى مدتى به صفحات شمال افغانستان و سپس به پشاور رفت. در پشاور همكار اداره بى بى سى، سامان ده بخش سينمايى مركز فرهنگى عرفان، مسئول صفحات سينمايى مجله وزين سپيده و مدتى هم دبير بخش تياتر و سينما در برنامه براى اطفال و نوجوانان بود. در سال هاى پسين، در بخش سينمايى �مركز كلتورى عرفان� در پشاور، به تدريس و آموزش رموز فلمسازى و سينماگرى به شمارى از جوانان و برخى از كاركنان افغانفلم مى پرداخت.

وى طى ساليان غربت در پاكستان، دشوار ترين لحظات زنده گى اش را گذرانيد اما هيچگاه لبخند لبريز از صميميت و هميشه گى اش پنهان نمى شد. صحبت هايش زمانى كه به دنياى فلم و سينما كشانيده مى شود گرمتر و پُر حرارت تر مى نمايد. كمترين اشخاصى وجود دارند كه با آن همه مهرگسترى برمك خوى نگيرند و دوستش نداشته باشند. عاشق پيشه است و كشورش، سينما و خانواده اش سه ضلع مثلث اين عاشق پيشه گى اند. به زبان روسى مسلط است و انگليسى را نيك مى داند. ازدواج نموده و پدر سه فرزند است.

� برمك دهه شصت

برمك پس از اتمام تحصيلات آكادميك در رشته فلمسازى و كارگردانى در انستيتيوت فلم مسكو به كابل برگشت و در افغانفلم به كار آغاز نمود. در برخى از فلم ها منحيث دستيار كارگردان و مشاور تخنيكى حضور يافت. وى در سال ۱۳۶۲ فلم كوتاه ۱۰ دقيقه اى را روى نوار ۳۵ ميليمترى، به نام �بيليارد� ساخت. متعاقب آن در سال ۱۳۶۳ خورشيدى فلم ۲۰ دقيقه اى �دايره� را ساخت كه از سوى حلقه هاى هنرى مورد استقبال قرار گرفت. فلم ۳۸ دقيقه اى �بيگانه� را كه يكى از توليدات برجسته دهه شصت افغانفلم مى توانش برشمرد، در سال ۱۳۶۵ ساخت. اين فلم به محبوبيت برمك در ميان اهالى سينما افزود و شهرت قابل توجهى براى وى به ارمغان آورد. سينماى دهه هاى پنجاه و شصت را مى توان دوره شگوفايى سينما در افغانستان دانست. در اين دو دهه نهاد هاى سينمايى بيشترى حضور يافتند و با ارايه فلم هاى متعدد، موجوديت شان را تثبيت نمودند. از جمله مى توان از شفق فلم، آريانا فلم، قيس فلم، ...و نام برد. ارچند نظام هاى حاكم به شدت نظاره گر كاركرد هاى سينمايى افراد و نهاد ها بود اما اين نهاد هاى سينمايى توانستند با ارايه آثار برجسته، سينماى افغانستان را اندكى جان بخشند.

� درنگى بر �بيگانه� و �دايره�

�بيگانه� در نوع خود فلم بى نظيرى است. رابطه ها و شكاف هاى موجود ميان اين رابطه ها در جامعه نيمه فيودالى افغانستان عصر سلطنتى، به خوبى به نمايش كشيده شده است. نويسنده فلمنامه قصد داشته تا با نگرش وسيعى اين رابطه ها را مرور كند و در پهلوى آن به مسايل ديگرى بپردازد كه در خور ارزش اند. هنرپيشه ها با مهارت به ايفاى نقش در اين فلم پرداخته اند. سلام سنگى، عادله اديم، همايون پاييز و هنرمند فقيد ابراهيم طغيان به شمول شمار ديگرى كه در اين فلم نقش داشته اند، با قوت، آنچه را از وراى واژه هاى فلمنامه دريافت داشته اند، دقيقاً در مقابل كمره اجرا نموده اند و اين باعث پديد آمدن اثرى به زيبايى �بيگانه� شده است.

صداقت، صميميت، مردانه گى، خشم، انتقام با امتزاجى از سمبول گونه هايى كه رساننده نگرش ژرف نويسنده فلمنامه به زنده گى روستايى و رشته هاى تنيده در محيط روستا است، تم اصلى اين فلم را ساخته است. سطحى نگرى فرزند ارباب به عقيدت ها و احساساتى كه در يك نقطه با خشم و نفرت تلاقى مى كند، باعث مى شود كه روال فلم دگرگونه گردد و صميميت روستايى رخ ديگرش - خشم و انتقام - را بنمايد. جامعه روستايى ما تا هنوز هم درگير اين گونه مسايل است و روستائيان توانسته اند اين گونه از عقايد و احساسات شان را با وجود تك تازى هاى اشغالگران روسى و پس از آن هجوم لشكر سياه طالبان و حاميان شان نگهدارند.

اما �دايره� حكايت گر درد دگر در ژرفناى دگر است. جوانى به عنوان چريك شهرى يكى از احزاب اسلامى به غرض ترور عامه و ايجاد وحشت و رعب در مراجع عمومى ، از فرانسه به كابل مى آيد. اما جست وجويش چيز دگريست. او مى خواهد گذشته هاى گمشده اش را بيابد و يگانه نشانه كه از آن روزگاران به يادگار دارد، همانا نقش محو شده ايست از كلبه پدرى اش در يكى از كوچه هاى كابل. وى پس از يك تلاش نافرجام بم گذارى، با ذهن مشوش مى رود تا تصوير گمشده اش را بيابد. تشنه است و عطش از گلويش فوران مى زند. نزديك نل آبى مى رسد و تلاش مى كند تا عطش فرونشاند كه تصوير محو شده گمشده را مى يابد. او در همان كوچه، در مقابل كلبه اى پدرى زانو زده است و آب مى نوشد. اما قبل از آنكه از ديدار گمشده لذت بيشترى ببرد، لذت مرگ به سراغش مى رسد و تروريست ديگرى او را از پا درمى آرد. آغاز و انجام فلم، دايره وار در يك نقطه به پايان مى رسد.

� برمك دهه هشتاد و آغازى دگر

فرش سرخ بارى دگر شاهد برپايى جشنواره عظيمى بود. كارگردانان با لباس هاى فاخر، هنرپيشه هاى ملبس با آخرين مد لباس، داوران نكته سنج و آگاهان هنر سينما با چهره هاى بشاش يكديگر را مى پاييدند. به همدگر چوكى تعارف مى كردند و در مورد ساخته هاى جديد شان با هم حرف مى زدند. در ميان همه، يكى، تنهاى تنها از سرزمينِ دود و آتش آمده بود. او فاخر تر از همه در ميان انبوه نام آوران سينماى جهان، نام افغانستان را با خودش حمل مى كرد. كشورى كه بيشترى از حاضران، حتى نامش را نشنيده بودند. او آمده بود تا به دگران بنماياند كه سينماى افغانستان مى تواند گام هاى استوارى بنهد و تا چكاد ها ره برد.

گرداننده زمانى كه از صديق �برمك� كارگردانى از افغانستان نام برد، چشم ها حيرت زده به سوى نگريستند و جوانى را يافتند لبريز از صميميت. همه به پا خاستند و برايش كف زدند و �برمك� در حالى كه اشك مجالش نمى داد تا به آنان بنگرد، لبخند مى زد. او باور داشت كه مى تواند سينماى افغانستان را به اين بلنداها بكشاند. او هميشه اين انديشه را در سر داشت تا سينماى افغانستان را به جشنواره هاى جهانى بكشاند.

برمك با پيشكش نمودن نخستين توليد افغانفلم كه به همكارى دو نهاد ديگر جاپانى و ايرلندى به اتمام رسيد، يكبار ديگر نام سينماى افغانستان را در اذهان زنده ساخت. فلم �اسامه� كه بيانگر درد هاى ناشى از حضور طالبان در افغانستان بود خوش درخشيد و توانست به درستى پيام مردم رنجديده ما را به جهانيان برساند. اين موضوع بازتابگر حضور انديشمندانى در همه عرصه هاى كارى كشور ما است كه اگر چنين فرصت هاى در همه زمينه ها دست دهد، به پيمانه وسيعى در همه عرصه ها انكشاف هاى قابل توجهى را مى توان ديد. اميد مى رود گروه سينما گران جوان افغان بتوانند هرچه بيشتر و بهتر در عرصه بدرخشند و ستاره سينماى افغانستان را همچنان درخشان نگهدارند و جاده هاى فراراه را با گام هاى استوارى بكوبند.

فلم اسامه به كارگردانى برمك كارگردان نام آور سينماى افغانستان تا بلندا هاى كمره طلايى گلدن گلوب به پيش تاخت و توانست برنده جايزه بهترين فلم خارجى جشنواره كمره طلايى از برترين جشنواره هاى بين المللى فلم شود.
روزنامه شرق


   
آخرین عناوین مطالب